.....پدرم نسبت به امور شرعي مقيد بود و حلال و حرام را خيلي رعايت مي‌كرد. من 6 ساله بودم كه يك بار خانوادگي به مشهد رفتيم و شبي در مسجد گوهرشاد، پشت سر يك سيد و عالم بزرگواري نماز جماعت خوانديم

پس از چند سالي كه در مدرسه‌ي عماديه درس خواندم، يك روز در آنجا جشني برپا كردند كه فكر مي‌كنم زمستان سال 34 يا 35 ش و مصادف با عيد سعيد مبعث پيامبر اكرم (ص) بود....

مدتي پس از آنكه امام جماعت اين مسجد شدم به فكر بازسازي آن افتاديم. ساختمان مسجد خيلي قديمي و مخروبه بود حدود يك سال بعد، با همراهي مرحوم حاج غلامرضا حاتمي و زحماتي كه خود آن مرحوم متحمل شد....

من حدوداً از سال 31 وارد حوزه‌ي علميه‌ي گرگان شدم و بعد از 3-4 سال به مشهد مقدس رفتم كه يك سال آنجا ماندم و تقريباً در سال 36 وارد حوزه‌ي علميه‌ي قم گرديدم و كلاً پس از حدود 20 سال دوري از گرگان دوباره به اين شهر بازگشتم....