مقدمه: دسته‌های سینه‌زنی را تبدیل کنید به مجموعه‌ای که پیام عاشورا را به مردم منتقل کند. شما مطمئن باشید شاعری که پیام عاشورا را در شعرش منتشر کند و دسته‌ها از آن استفاده کنند، قطعاً جایش در بهشت است.

خطبه اول:

آیت الله نورمفیدی در ادامه سلسله بحث‌های خود از نهج‌البلاغه امیرالمومنین (ع)، بخش دیگری از خطبه 185 را قرائت کرد و به تفسیر آن پرداخت:

فَالطَّيْرُ مُسَخَّرَةٌ لِأَمْرِهِ أَحْصَى عَدَدَ الرِّيشِ مِنْهَا وَ النَّفَسِ وَ أَرْسَى قَوَائِمَهَا عَلَى النَّدَى وَ الْيَبَسِ وَ قَدَّرَ أَقْوَاتَهَا وَ أَحْصَى أَجْنَاسَهَا فَهَذَا غُرَابٌ وَ هَذَا عُقَابٌ وَ هَذَا حَمَامٌ وَ هَذَا نَعَامٌ دَعَا كُلَّ طَائِرٍ بِاسْمِهِ وَ كَفَلَ لَهُ بِرِزْقِهِ

 و پرنده رام فرمان اوست، پرها و دم زدن آن را شمردن است، و پاهايش را بر ترى و خشكى استوار كرده است، و روزى آن را مقدر فرموده، و جنس‌هاى آن را به شمار در آورده است. اين كلاغ است و اين عقاب، و اين كبوتر است و اين شترمرغ. هر پرنده را به نام آن خواند، و روزى او را پذيرفت و بدو رساند.

امیرالمومنین (ع)، در این خطبه در دنباله مباحث معرفتی و توحیدی است. در هفته‌های قبل خدمت شما عرض کردم که حضرت می‌فرمایند کل عالم وجود در برابر خداوند خاشع و خاضع‌اند یا به اختیار خود یا به اجبار؛ حالا این می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد که به یک معنا اشاره کردم. یادآوری دوباره می‌کنم و از آن می‌گذرم. ملائکه خضوع اختیاری دارند و اگر خضوعی داشته باشند با اختیار و میل و انتخاب خودشان است؛ مثل شما که در این روز گرم با اختیار خودتان آمدید به نماز جمعه؛ خضوع و خشوع در برابر خداوند متعال. این خضوع اختیاری است. عالم تکوین و خلقت هم در مقابل امر و مشیت الهی خضوع دارند؛ آنها دارند فرمان الهی را اطاعت می‌کنند. ما می‌توانیم معصیت کنیم اما آنها دیگر نمی‌توانند معصیت کنند. ماه هیچ‌وقت نمی‌تواند از فرمان خدا تخطی کند، خورشید و کهکشان‌ها و سیارات و ثوابت و زمین و زمین هم همین‌طور همه در برابر امر خدا تسلیم‌اند و نمی‌توانند گناه و تخطی کنند. اما ما انسان‌ها می‌توانیم از فرمان خدا تخطی کنیم، و هم می‌توانیم با میل و رغبت تسلیم حق باشیم. بعد از این سخنان امیرالمؤمنین (ع) اشاره به بخشی از موجودات خداوند می‌کنند. به پرندگان اشاره می‌کند و درباره پرهای پرندگان صحبت می‌کند و اینکه اینها بر خلاف نیروی جاذبه زمین در هوا، مثل هواپیما در هوا می‌ایستند و حرکت می‌کنند. این چه قدرتی است که اینها را نگاه می‌دارد. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید خدا این موجود سنگین را در هوا نگاه می‌دارد. می‌گویند مخترع هواپیما از پرندگان الگو گرفت.

فَالطَّيْرُ مُسَخَّرَةٌ لِأَمْرِهِ؛ پرندگان مسخر امر خدا هستند. أَحْصَى عَدَدَ الرِّيشِ مِنْهَا؛ خدا چقدر به اینها پر داده است. این بال یک ریشه دارد و شاخ و برگ، ریشه‌اش در گوشت حیوان است به صورت سطحی نه عمیق. این شاخ و برگ هم که رنگارنگ است و در بعضی‌ها مثل طاووس چقدر زیباست. انسان در مقابل این رنگ‌آمیزی شگفت‌زده می‌شود. اشاره به بال پرندگان می‌کند امیرالمؤمنین. این پرندگان چقدر پر دارند. حتی مقدار پرهای پرندگان را خدا می‌داند، چون خودش به پرندگان داده است. اگر پری از آن بال بیفتد به جایش پر دیگری رشد می‌کند. وَ النَّفَسِ و نفس‌های این پرنده‌ها را هم می‌داند. وَ أَرْسَى قَوَائِمَهَا عَلَى النَّدَى وَ الْيَبَسِ؛ ما به قول دانشمندان مستقیم القامه هستیم یعنی راست قامتیم. روی دو پا می‌ایستیم. ستون بدن ما این دوپاست. نگه داشتن چنین چیزی کار خیلی سختی نیست البته در مقابل پرندگان. اما پرندگان با اینکه بدنشان مثل ما راست قامت نیست. شاید قسمت مهمی از بدن آنها جلوست و قسمتی هم عقب پا قرار دارد. اما خداوند با این پا، موجودی را که راست قامت نیست را چگونه نگه می‌دارد؟ امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید خداوند این پرندگان را با اینکه چنین حالتی دارد أَرْسَى قَوَائِمَهَا ؛ محکم و ثابت قرار داده پاهای اینها را که چنین بدنی را نگه دارند. یک گنجشک خیلی سنگین نیست اما برخی از این پرندگان مثل عقاب که حتی یک بره را از زمین بلند می‌کند و به هوا می‌برد. خداوند این پا ها را چگونه قرار داده است که بدن سنگین خود را نگه می‌دارد عَلَى النَّدَى وَ الْيَبَسِ ؛هم در دریا و هم در خشکی. دیدید بعضی از پرندگان بر روی آب راه می‌روند. وَ قَدَّرَ أَقْوَاتَهَا؛ روزی‌های اینها را فراهم می‌کنی. نوع غذایی که باید به اینها برسد چگونه است کار مشکلی است. اینهمه پرندگان مختلف که تعداد انواع آن را خدا می‌داند. هرکدام غذای خاصی دارد. خداوند متعال هیچکدام از اینها را بدون روزی نگذاشته است. وَ أَحْصَى أَجْنَاسَهَا؛ خدا می‌داند چند گونه پرنده وجود دارد چون خودش ساخته است. فَهَذَا غُرَابٌ وَ هَذَا عُقَابٌ وَ هَذَا حَمَامٌ وَ هَذَا نَعَامٌ چند مثال هم می‌زند از انواع پرنده‌هایی که آفریده است. دَعَا كُلَّ طَائِرٍ بِاسْمِهِ وَ كَفَلَ لَهُ بِرِزْقِهِ؛  هر پرنده‌ای را با نام و هویت خودش خداوند متعال به صحنه حیات آورده است و رزقش را بر عهده گرفته است. گاهی وقت‌ها به بعضی از این پرنده‌ها نگاه می‌کنی، به قدری اینها زیبا هستند که انسان می‌ماند که چه دستی اینها را رنگ‌آمیزی کرده است. بشر نمی‌تواند چنین رنگ‌آمیزی کند. انسان که نیست، غیر از انسان هم کسی قادر نیست چنین کند، همین ما را راهنمایی می‌کند که خدایی قادر است که این آفرینش را انجام داده است. محتوای فرمایش امیرالمؤمنین (ع) این است که ای بشر در مقابل این عالم تکوین بی‌تفاوت نباش، حدأقل فکرت را به کار بینداز. خدا این فکر را داده که فقط کلاه سر هم بگذاریم؟! راه‌های فساد را پیدا کنم؟! کار عقل و فکر آیا این است؟! نه! خدا این این عقل را داده که ما نسبت به این جهان خلقت و این مخلوقات خدا و خودمان و اینها که امیرالمؤمنین (ع) اشاره می‌کند کمی فکر کنیم و راه و چاه را پیدا کنیم و بدانیم که در چه مسیری باید قدم بزنیم. آیا در مسیر بندگی خدا یا بندگی نفس اماره و مال و قدرت؟ اینها که بی‌راهه است. راه درست و صراط مستقیم که در شبانه‌روز چندین بار می‌گوییم؛

 اهدِنَا الصِّراطَ المُستَقِیمَ‌(حمد/6):

 ما را به راه راست هدایت کن.

صراط بندگی خداست فقط. بقیه صراط‌ها هرچه باشد کج و معوج است. انشاء‌الله خداوند متعال به همه ما توفیق دهد، مخصوصاً در این دهه محرم که نام نورانی و مقدس ابی‌عبدالله بر سر زبان‌ها و در دل‌هاست. فلسفه عاشورا و عزاداری‌ها برای این است که این نام در دل‌ها، دل‌ها را روشن کند.

خطبه دوم:

آیت الله نورمفیدی خطبه دوم نماز جمعه را با خطبه شب عاشورای حضرت سیدالشهدا (ع) آغاز کرد و گفت:

أُثْنِی عَلَی اللَهِ أَحْسَنَ الثَّنَآءِ. وَأَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّآءِ والضَّرَّآءِ. اللَهُمَّ إنِّی أَحْمَدُک عَلَی أَنْ أَکرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّه وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْءَانَ؛ وَفَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ، وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَةً وَلَمْ تَجْعَلنا مِنَ الْمُشْرِکِینَ:

خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه مقابل نعمت‌هایش سپاس‌گزارم. خدایا! تو را مى‌ستایم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشیدى و قرآن را به ما آموختى و به دین و آیین‌مان آشنا ساختى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بین) و قلب (روشن) عطا فرموده‌اى و از گروه مشرک و خدانشناس قرار ندادى.

شخصیتی که در شب عاشورا از طرف مشکل متوجهش شده است. از زمین و زمان برایش مصیبت می‌بارد، اما این دل چقدر آرام است خدا می‌داند. أُثْنِی عَلَی اللَهِ أَحْسَنَ الثَّنَآءِ؛ امشب من بهترین ستایش‌ها را به درگاه تو دارم. وَأَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّآءِ والضَّرَّآءِ؛ چه خوشی باشد و چه ناخوشی، هر چه می‌خواهد در زندگی حسین باشد اما من ثناگوی تو هستم. اللَهُمَّ إنِّی أَحْمَدُک عَلَی أَنْ أَکرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّه؛ خدا یا من تو را سپاس می‌گویم چرا که ما را به پیامبری پیامبر بزرگ اسلام کرامت دادی. وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْءَانَ؛ وَفَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ خدایا به ما قرآن را یاد دادی و ما را در دین آگاه کردی. از همین خطبه امام حسین (ع) در شب عاشورا نباید درس بگیریم؟ همه‌اش دم از حسین می‌زنیم و حسین حسین می‌گوییم اما وقتی از این سخنان حسینی در قاموس ما وجود نداشته باشد، حسین حسین گفتن چه فایده‌ای دارد؟! پیامبر فرمود؛

إنَّ الحُسَینَ مِصباحُ الهُدی وسَفینَةُ النَّجاةِ:

به‌درستى که حسین(علیه السلام) مصباح هدایت و کشتى نجات است.

حسین (ع) چراغ هدایت است باید از این چراغ، نور و روشنی بگیریم. حسین (ع) کشتی نجات است، فقط باید گریه کنم و ثواب ببرم؟! یا کشتی نجات است باید در کشاکش دهر و گرفتاری‌های زندگی و در وقت فشار توفان‌ها بروم و سوار کشتی امام حسین (ع) شوم و بگویم که امام حسین (ع) چه‌کار کرد که در مقابل مشکلات، آرام و مطمئن و باقرار بود.

می‌دانید که روز هفتم آب را به روی کاروان امام حسین بستند. عبیدالله بن زیاد نامه نوشت به عمر سعد که آب را ببند و یک قطره نگذار، حسین و یاران حسین از شریعه فرات آب بخورند. این یعنی تحریم، محاصره اقتصادی و در فشار قرار دادن برای اینکه تسلیم شود. همین کاری که امروز آمریکایی‌ها با ما می‌کنند. عمر سعد هم به عمر بن حجاج زبیری دستور داد با 500 نفر رفتند شریعه فرات را بستند. این تحریم به‌جای خود، یکی از آن اراذل و اوباش، آمد که امام حسین (ع) را ببیند و این نیش را به امام بزند. گفت ببین شریعه فرات را مثل صفحه آسمان دارد موج می‌زند. از این شریعه فرات یک قطره به تو نخواهد رسید تا از تشنگی بمیری. دل امام حسین را می‌خواست به‌درد بیاورد. این هم تحریم اقتصادی است. آب را دیگر در دنیا کسی برای کسی تحریم نکرده است. آب را بستند که داد امام حسین دربیاید یا واویلا واویلا کند یا تسلیم شود. اما امام حسین چه کرد؟ من عاشق این امام حسینم، اگر از حرف‌هایش چیزی بفهمم و حرف‌هایش به زندگی‌ام بیاید من می‌توانم به اندازه‌ای که وارد زندگی‌ام شده است، می‌توانم ادعا کنم، من حسینی هستم. اما امام حسین (ع) دست روی دست نگذاشت، این تحریم را هر جا که توانست شکست. مثل کارهایی که ما می‌کنیم. نفت ما را بستند که حتی یک قطره نتوانیم نفت بفروشیم و مستأصل بشویم که ما تسلیمم. امام حسین (ع)، تسلیم این تحریم نشد. آب که بسته شد فشار آمد. برخی از مورخین نقل کرده‌اند، امام حسین (ع) رفت پشت خیمه زنان، آنجا رو به قبله 19 گام برداشت. تیشه‌ای برداشت و شروع کرد به حفر کردن. آنجا چشمه‌ای شیرین و زلال ظاهر شد و همه آمدند و نوشیدند و مشک‌ها را پُر کردند. باز این چشمه بسته شد. این خبر هم به ابن زیاد رسید. به عمر سعد نامه داد که شنیدم حسین، چاه و چشمه حفر می‌کند. اجازه ندهید به‌هیچ‌وجه چنین کاری شود. اما در عین‌حال تشنگی فشار آورد. امام حسین (ع) برادرش ابالفضل العباس (ع) را با 30 نفر سواره و 20 نفر پیاده فرستاد شریعه فرات که هرطور هست آب بیاورید. نباید تسلیم شویم و تا جایی که می‌توانیم باید این تحریم را بشکنیم. ابالفضل العباس (ع) رفت و نافع بن هلال هم همراهش. عمربن حجاج که مأمور شریعه فرات بود، نافع را می‌شناخت گفت؛ برای چه آمده‌ای گفت: آمده‌ام آب بردارم. گفت: بفرما. گفت: من برای خودم نمی‌گویم برای حسین و بچه‌ها می‌خواهم. گفت: اگر برای آنها می‌خواهی حق نداری. ابالفضل العباس (ع) مگر می‌تواند طاقت بیاورد، آمد شجاعانه در مقابل این جمع 500 نفره ایستاد و به پیاده‌ها گفت بروید مشک‌ها را پُر کنید. و به این ترتیب مشک‌ها را پُر کردند و به خیمه‌ها بردند. این تحریم و فشاری است که به امر عبیدالله بن زیاد لعنت‌الله علیه و عمر سعد و سپاهشان آب را به روی امام (ع) بستند. این فشار را وارد کردند که داد امام حسین دربیاید و یا تسلیم شود اما امام (ع) تسلیم نشد، شکست نخورد، از پا در نیامد، مقاومت کرد. این مقاومت در برابر فشارهای دشمن، رمز پیروزی است. امروز آمریکایی‌ها به فکر افتادند که با انصارالله یمن مذاکره کنند. این خودش پیروزی است. این بچه مسلمانان در مقابل عربستان و امارات و آمریکا ایستادند. چه شد آنها که می‌گفتند دو،سه روزه کار یمن تمام است! اخیراً هم خالد بن سلمان، پسر پادشاه سعودی را دعوت کردند به آمریکا که بروند و صحبت کنند. الان هم می‌دانند که در مقابل فشارهای انصارالله یمن، کاری نمی‌توانند بکنند و فقط به دنبال این‌اند که عربستان را نجات دهند. آب بر سپاه حسین (ع) بستند برای اینکه سپاه حسین را بشکنند و تسلیم بشوند اما امام حسین (ع) ایستاد و تا شهادتش مقاومت کرد. این درسی است که باید از عاشورا و امام حسین (ع) بگیریم والا صرف عزاداری و گریه و سینه‌زنی که فایده ندارد. برای عزیزانی که دسته‌های سینه‌زنی و عزاداری راه می‌اندازند، پیام دارم، شما را به خدا، بیایید دسته‌های سینه‌زنی را تبدیل کنید به مجموعه‌ای که پیام عاشورا را به مردم منتقل کند. شما مطمئن باشید شاعری که پیام عاشورا را در شعرش منتشر کند و دسته‌ها از آن استفاده کنند، قطعاً جایش در بهشت است. سید اسماعیل حمیری از شعرای داربه‌دوش اهل‌البیت است، رسید به جعفر بن عفان طائی، گفت این شعر چیست که برای ائمه گفته‌ای؟ گفت کدام شعر؟ این شعری که ما بال بیتکم تخرب سقفه

و ثیابکم من ارذل الاثواب

خانه شما را چه شده است که سقفش خراب شده است و جامه‌هایتان از پست‌ترین جامه‌هاست.

در شأن ائمه نیست. شاعر می‌خواهد شعر بگوید چیز درست بگوید. اگر بلد نیستی برای اهل بیت بگویی نگو. شعری که ذلت بیاورد برای اهل بیت نباید گفته شود. حسینی که می‌گوید؛

مَوْتٌ في عِزٍّ خَيْرٌ مِنْ حَياة في ذُلٍّ:

مرگ در عزت بهتر از زندگى ذلیلانه است.

مرگ در عزت بسیار شرافتمندانه‌تر از این است که انسان در ذلت و ننگ زندگی کند. این شعار سیدالشهداست. چیست این شعرها که بعضی می‌گویند. بعضی از شاعران برای بعضی شعرها باید فردای قیامت به امام حسین (ع) جواب بدهند. اگر شعر برای امام حسین (ع) می‌گویید، بیایید از عظمت و بزرگی و استقامت، مقاومت، عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی و آنچه از امام حسین داریم را در اشعار و دسته‌جات سینه‌زنی بیاورید. قطعاً دسته‌های سینه‌زنی که چنین اشعاری را می‌خوانند قطعاً دارند عبادت می‌کنند. اما شعرهایی که ننه من غریبم است، در شأن امام حسین (ع) نیست. بهترین روضه‌خوان امام حسین، حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) بودند. برویم مانند آنها روضه خوانی کنیم. زینب (س) و امام سجاد (ع) هم گریه کردند اما چگونه گریه کردند؟ عزاداری و شعر گفتن برای آن و سینه‌زنی و ... بسیار با اهمیت و بابرکت است و به قول حضرت امام (ره) این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. من هم همین منطق را دارم اما به شرطها و شروطها. من همیشه از شعرای این استان خواستم بروند دنبال چنین شعرهایی. بهترین معرف امام حسین (ع)، کلمات خود امام حسین است. آن سخنان را در قالب شعر بریزید. حتی جایزه گذاشتم برای شاعران استان؛ اگر این‌گونه شعر بگویید هرچه بخواهید من جایزه می‌دهم. الحمدالله بعضی شاعران ورود پیدا کردند و شاعران آیینی استان به این امر مشغول‌اند. جنبه مصیبت به جای خود، باید گفته شود و باید گریه کنیم بر سیدالشهدا، اما از امام حسین (ع) وقتی حرف می‌زنیم. به قول شهید بزرگوار مطهری که خداوند این شهید بزرگوار را با بزرگ‌ترین شهدای اسلام و شهید کربلا محشور بگرداند، طوری برای امام حسین (ع) روضه نخوانیم و طوری شعر نگوییم که امام حسین رفت آنجا و دست و پا بسته گرفتار شد و افتاد در آن مخمصه. این بد و زشت است. اول امام حسین (ع) را به عنوان یک قهرمان بزرگ و بی‌نظیر عالم بشریت بشناسانید به مردم؛ آن وقت مردم برای یک قهرمان اشک بریزند، نه به بی‌چاره‌ای که افتاد در وسط و چاره‌ای دیگر نداشت و کشتندش. روضه‌های ما متأسفانه اغلب این‌طوری است. در حالی‌که شعر عاشورایی، باید پیام عاشورا و عزت حسینی را بازگو کند. خدا انشاء‌الله به همه ما توفیق بدهد. در دفتر من که چیزی نیست. مگر شاید همین حرف‌هایی که به شما می‌گویم، نسبت به امام حسین (ع) و ائمه (ع) ذخیره‌ای باشد برای فردای قیامت. انشاء‌الله شما هم به این عرایض ناصحانه و مشفقانه من گوش بدهید و انشاء‌الله شاعران و گویندگان هم عمل کنند و واقعاً جریان امام حسین (ع) که جریانی زنده و به‌روز است، گسترش و نشر پیدا کند. انشاء‌الله درس بگیریم و پیرو باشیم و خداوند انشاء‌الله ما را از عزاداران واقعی حضرت ابی‌عبدالله و از زواران حرمش قرار دهد و همچنین ما را از کسانی قرار دهد که فردای قیامت از شفاعت امام حسین (ع) بهره‌مند می‌گرداند قرار بدهد.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.

 

مقدمه:امروز اگر آمریکا نگاه چپی به ایران کند، گروه‌های مقاومت یمن و فلسطین و عراق و لبنان و سوریه و ... همدست ما خواهند بود، چون ما را پشتیبان خود می‌بینند این بزرگ‌ترین امتیاز ایران امروز است. ایران هیچ‌وقت این امتیاز را نداشته و در دوران 2500 ساله خود چنین قدرتی نداشته است.

خطبه اول:

آیت الله نورمفیدی در ادامه سلسله بحث‌های خود از نهج‌البلاغه امیرالمومنین (ع)، بخش دیگری از خطبه 185 را قرائت کرد و به تفسیر آن پرداخت:

فَتَبَارَكَ اللَّهُ الَّذِي يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ يُعَفِّرُ لَهُ خَدّاً وَ وَجْهاً وَ يُلْقِي إِلَيْهِ بِالطَّاعَةِ سِلْماً وَ ضَعْفاً وَ يُعْطِي لَهُ الْقِيَادَ رَهْبَةً وَ خَوْفاً

پس بزرگ است خدايى كه آنچه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه او را سجده نمايد، و خوار و فروتن گونه و چهره بر زمين سايد، و از سر تسليم و ناتوانى طاعت او بپذيرد، و از بيم و ترس رشته فرمانبرى او را در گردن گيرد

امیرالمومنین (ع)، در این خطبه در دنباله مباحثی که خداشناسی را بیان می‌کند، راه را به ما نشان داده و هدف را بیان کرده است و حال می‌خواهد نتیجه بگیرد. خداوند متعال وجود مبارک است. ماحصل معنای مبارک این است که خیرش بادوام است. وقتی می‌گوییم، فَتَبَارَكَ اللَّهُ یعنی خداوند آن حقیقتی است که خیرش دوام و ثبات دارد و مبارک است. يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ؛ تمام صاحبان عقلی که در آسمان‌ها و زمین زندگی می‌کنند همه در برابر او سجده می‌کنند، تسلیم‌اند و خضوع دارند. کلمه (من) که در این عبارت به‌کار رفته است معمولاً در مورد موجودات دارای عقل استعمال می‌شود. اگر این جهت را ملاحظه کنیم، معنایش این است که ملائکه و انسان‌ها و اگر جنیان را هم جزء ذوی‌العقول به حساب آوریم همه اینها در برابر خدای متعال، سجده می‌کنند و خضوع دارند و تسلیم‌اند، چه از روی میل و رغبت و چه از روی اجبار. ملائکه که موجودات قدسی‌اند و جز تسلیم در برابر ذات اقدس الهی و خضوع و خشوع تام در برابر خدای متعال جنبه دیگری در آنها نیست. ملائکه اهل معصیت و گناه نیستند. بعضی از مطالبی که نقل می‌شود داستان و قصه است والا نص قرآن این است که ملائکه گناه نمی‌کنند.

لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ(تحریم/6):

هرگز نافرمانی خدا را (در اجرای قهر و غضب حق) نخواهند کرد و آنچه به آنها حکم شود انجام دهند.

انسان‌ها که موجودات دارای عقل‌اند، عده زیادی از آنها در برابر خداوند خضوع و خشوع دارند و تسلیم‌اند طوعاً، یعنی با میل خودشان. مثل شما که اینجا نشستید، آمدید برای نماز جمعه، برای اینکه در مقابل خداوند سجده کنید. با میل و رغبت هم آمدید کسی شما را مجبور نکرده است. کرهاً که امیرالمؤمنین می‌فرماید از آن کیست؟ کرهاً از ان کسانی است که در حالت عادی نه مسجدی می‌شناسند نه نمازی و عبادتی سرشان می‌شود. غرق در دنیا هستند اما گاهی که در شرایطی قرار می‌گیرند. مثل وقتی که در دریا گرفتار می‌شوند به تعبیر قرآن یا خدایی‌نکرده زلزله سختی می‌آید یا پیشامد سختی اتفاق می‌افتد، آنجا دیگر نه از روی میل و رغبت بلکه از روی ناچاری اینها هم در مقابل خدا خشوع و خضوع از خود نشان می‌دهند. پس صاحبان عقل، چه انسان و چه ملائکه، یا از روی رغبت برابر خدا تسلیم‌اند یا از روی اکراه و اجبار. کرهاً از آن انسان‌هایی است که تحت شرایطی قرار می‌گیرند و مشکلی برایشان پیش می‌آید. در قرآن اشاره شده که

وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَظِلَالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ(رعد/15):

هر که در آسمانها و زمین است با همه آثار وجودیش به رغبت و اشتیاق و به اکراه و الزام، شب و روز به سجده (و طاعت) خدا مشغول است.

باز هم قرآن در آیه 65 عنکبوت می‌فرماید:

فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ(عنکبوت/65):

این مردم مشرک چون به کشتی نشینند (و به دست امواج خطر افتند در آن حال) تنها خدا را به اخلاص کامل در دین می‌خوانند، و چون از خطر دریا به ساحل نجاتشان رساند (باز به خدای یکتا) مشرک می‌شوند.

وقتی در کشتی می‌نشینند و کشتی ناگهان گرفتار توفان و موج‌های هولناک دریا می‌شود، در آن زمان که امیدشان از همه‌جا قطع می‌شود، به یاد خدا می‌افتند. از روی ناچاری. وقتی خدا از آن توفان دریا نجات می‌دهد، دوباره بر می‌گردند همان آدم سابق می‌شوند. بنابرین اگر منظور از (من) که در عبارت امیرالمؤمنین (ع)، ذوی‌العقول باشند، مثل انسان و ملائکه، هم سجده‌ها

ی با رغبت وجود دارد و سجده‌های از روی اجبار که خود قرآن هم بیان فرموده است. بعضی از شارحان نهج‌البلاغه هم گفته‌اند که منظور از (من) عام است از ذوی‌العقول و غیر ذوی‌العقول. تمام این عالم وجود از ذره گرفته تا کهکشان، همه تحت امر الهی هستند، از خودشان اراده ندارند، اینها سجده و خشوعشان این‌گونه است چون اختیاری از خودشان ندارند و این خواست و مشیت الهی است که آنها را در این راه قرار داده است. راهی را خداوند برایشان مشخص کرده و آنها مجبورند تسلیم باشند و غیر از این چاره‌ای ندارند. ماه و خورشید و زمین، گردششان معلوم است و همه آنها به معنایی سجده می‌کنند. آن انسان‌هایی هم که عرض کردم آن‌طور هستند، در شرایطی بالأخره نمی‌توانند کاری کنند. وقتی عزرائیل که مأمور خداست می‌آید جانشان را بگیرد می‌توانند کاری کنند و خودشان را نجات دهند، آنجا دیگر مجبورند در برابر امر خدا تسلیم شوند. پس همه موجودات عالم، یا از روی میل و رغبت تسلیم‌اند یا از روی ناچاری، چون چاره دیگری ندارند. رابطه ما با خدا چنین رابطه‌ای است، باید رابطه خضوع و خشوع باشد. در یک نگاه دیگر، به تعبیر مرحوم ملاصدرا،

وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ(اسراء/44):

و موجودی نیست در عالم جز آنکه ذکرش تسبیح و ستایش حضرت اوست و لیکن شما تسبیح آنها را فهم نمی‌کنید.

تمام موجودات این عالم دارند، تسبیح خدا را می‌گویند، شما نمی‌فهمید. گوش داوودی می‌خواهد که تسبیح سنگریزه را هم بشنود. به قول مولوی:

جمله‌ی ذرّات عالم در نهــان

با تو می‌گویند روزان و شبــان

ما سمیعیم و بصیریم و هُشیم

با شما نامحرمان ما خامشیم

همه ذرات زمین و آسمان به ما می‌گویند تسبیح خداوند را می‌گویند. به قول مرحوم ملاصدرا، وجود حقیقتی است که توأم با علم و معرفت است. نمی‌شود چیزی موجود باشد و معرفت نداشته باشد. اصلاً حقیقت وجود توأم با حقیقت و شناخت و علم است پس بنابرین سنگریزه هم شعور دارد چون وجود دارد، منتها شعورها، متفاوت است. یک سنگریزه هم شعور دارد، یک گوسفند هم شعور دارد، یک کبوتر هم شعور دارد. ما انسان‌ها هم شعور داریم، انبیا و اولیا و پیامبر هم شعور دارند و خدا هم، تفاوت وجود دارد. والا حقیقت وجود ملازم با معرفت است. بنابر آیه شریفه که گفته شد، همه تسبیح خدا را می‌گویند ولیکن ما متوجه آن نمی‌شویم. به عارف و سالکی گفتند، مدتی که مشغول سیر و سلوک بودی چه دیدی؟ گفت: رسیدم به جایی که تسبیح موجودات را شنیدم. امیرالمؤمنین (ع) در این جمله فرمود که فَتَبَارَكَ اللَّهُ الَّذِي يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً

همه‌چیز در حال خضوع و خشوع خداوندند یا از میل و رغبت یا از روی اکراه و اجبار. از این حقیقت درس بگیریم. آمده‌ایم به دنیا که به اینجا برسیم. نمازهایی که می‌خوانیم برای این است که ما را به این معرفت و شناخت برساند. از نمازها و دعاها و از ارتباط‌هایی که با خدا برقرار می‌کنیم و از نماز شبی که خدا توفیق می

‌دهد انجام دهیم، به اینها با این چشم نگاه کنیم که اینها وسیله‌ای هستند که ما را به ذات اقدس الهی نزدیک کنند.

خطبه دوم:

آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم گفت:

هفته گذشته ارتش جمهوری اسلامی ایران از سامانه پدافند هوایی باور 373 رونمایی کرد. کار بسیار مهمی است برای اینکه مردم عزیزمان تا حدی که این خطبه اجازه می‌دهد و فرصت دارم توضیحی برای این سامانه دفاعی و پدافند هوایی بدهم. مخصوصاً برای نسل جوان‌مان. امروزی که دشمن تلاش می‌کند که مردم را از این نظام و این شرایط موجود جدا کند و گسست و شکاف ایجاد کند، ناچارم توضیحی بدهم. معمولاً کشورها برای قدرت نظامی خودشان، برای تقویت بنیه نظامی خودشان، کارهایی انجام می‌دهند. مثل موشک‌سازی و ساخت جنگنده‌ها، پهبادهایی که رادار گریزند و جنگ الکترونیکی. اینها چیزهایی است که کشورهای پیشرفته به فکر این هستند که اینها را داشته باشند. ایران هم با همه مشکلاتی که امروز در اقتصاد و فسادی که داد همه را بلند کرده و مشکلات دیگری که داریم اما با وجود همه مشکلات، ایران اسلامی در موضوعاتی که اشاره کردم، در زمره کشورهای برتر دنیاست. ساخت موشک، امروز ایران در ساخت موشک که نشانه قدرت یک کشور است دست بالایی دارد. در ساخت جنگنده و معرفی جنگنده نسل 5 قاهر، پهبادهای رادار گریز، و در جنگ الکترونیکی در این زمینه‌ها ایران در زمره کشورهای برتر جهان شده است. شما می‌دانید که این ناوهای آمریکایی که به خلیج فارس آمده، تمام جزئیاتشان زیر نظر رادارهای ماست، هم عکس‌برداری و هم فیلمبرداری می‌شود. اگر حرکتی کنند در رادارهایمان داریم. اینها نماد توان ماست. وقتی ایران آن پهباد آمریکایی را ساقط کرد، آن پهباد از پهبادهای بسیار پیشرفته آمریکایی بود، 200 میلیون دلار ارزش داشت. وقتی ایران آن را ساقط کرد، جهانیان انگشت حیرت به دهان گرفتند.

اینها پیشرفت‌های ایران است. اینها را می‌گویم که همه مردم و مخصوصاً جوانان ما بدانند که درست است که مشکلات زیادی داریم اما در زمره کشورهای پیشرفته جهان قرار گرفتیم. در پیشرفت یک کشور تنها آنهایی که گفتم کافی نیست، موشک و جنگنده و پهباد رادارگریز داشته باشند اینها به جای خود اما این هم از ضروریات پیشرفت یک کشور است که اگر روزی دشمن به کشور حمله کرد بتواند از آسمان خودش دفاع کند. امروز در دنیا از این اتفاقات زیاد می‌افتد. همین دو سه روز قبل شنیدید که اسرائیل به حشد الشعبی حمله کرده و عده‌ای را در عراق کشته، در سوریه و لبنان هم همین‌طور. بالأخره یک کشور باید بتواند در چنین مواقعی از خاک و ملتش دفاع کند. به این سامانه پدافند هوایی می‌گویند. ما اوائل انقلاب نداشتیم. رژیم بعثی عراق به شهرهای ما حمله می‌کرد و خانه و مسجد و دانشگاه ما را ویران می‌کرد و ما چاره‌ای نداشتیم که فقط نگاه کنیم. همان‌روزها باعث شد که ارتش ما به این فکر بیفتند که ما باید یک سامانه دفاعی بومی داشته باشیم. سال 1380 شروع کردند با روسیه قرار دادی بستند که روسیه سامانه دفاعی اس 300 را به ما بدهد اما آنها این فرصت را از دست دادند و به ما ندادند. چون ندادند نیروهای نظامی ما به این فکر افتادند که خودشان بپا خیزند و سامانه فاعی مطمئنی را به وجود بیاورند. امروز هم این کار را کردند. امروز اگر آمریکا، اسرائیل و هر کشور دیگری بخواهد به ایران با چشم چپ نگاه کند و یا هوس تجاوز داشته باشد، سامانه پدافند هوایی باور 373 داریم و برخی کارشناسان معتقدند این سامانه از سامانه اس 300 روسیه و پاتریوت آمریکا هم پیشرفته‌تر است. یعنی قوی‌ترین سامانه‌های دفاعی که در دنیا وجود دارد را ما داریم. البته روس‌ها سامانه پدافند هوایی اس 400 را دارند که از همه سامانه‌ها پیشرفته‌تر است. سامانه باور 373 ایران، نزدیک اس 400 روس‌هاست. ایران ما به اینجاها رسیده است. امروز داد و فریاد خیلی‌ها بلند شده، نمی‌خواهند به اینجاها برسیم. روزی که می‌خواستند نفت کشور را ملی کنند، در مجلس، نخست وزیر آن روز گفت؛ ایرانی که یک آفتابه نمی‌تواند بسازد چگونه می‌تواند استخراج و تصفیه و فروش نفت خود را مدیریت کند؟ نخست وزیر آن زمان مخالفت کرد با ملی شدن صنعت نفت که ایرانی عرضه ندارد که این کار را بکند! چنین روزهایی را پشت سر گذاشتیم. اینها را هم در نظر بگیریم. عراقی‌ها، از روزی که آمریکایی‌ها وارد کشورشان شدند، از سال 2003، و تا حالا هم بیرون رفتند اما به‌خاطر وجود آمریکایی‌ها، قدرت دفاعی عراق هنوز وابسته است، آسمان عراق در اختیار آمریکایی‌هاست. برای همین است که اسرائیل، حشد الشعبی را مورد تهاجم قرار داد، حتماً با اجازه آمریکا این کار را کرده است. امروز بعضی از نمایندگان مجلس عراق به دولت کشورشان پیشنهاد کردند که بروید دست به دامان ایران شوید و ایران بیاید آسمان عراق را در پوشش سامانه دفاعی قرار بدهد. این سامانه را از ایران بخرید. قدرت ایران را در سقوط هواپیمای آمریکایی دیدند. هیچ‌کس منکر مشکلات نیست اما در مقابل این مشکلاتی که داریم و قابل حل هم هست، این پیشرفت‌ها را هم این کشور داشته است. انشاء الله امیدواریم ایران اسلامی و عزیز ما در این زمینه‌ها و همه زمینه‌ها روزبه‌روز سریع‌تر و قوی‌تر انجام بگیرد و مشکلات زندگی و اقتصاد و بیکاری مردم هم با سرانگشت تدبیر حل شود. به جایی برسیم که در مقابل همه جهانیان سربلند باشیم. همین الان هم احساس غرور می‌کنیم. اینکه آمریکا از ما می‌ترسد که چرا در منطقه حضور پیدا می‌کنیم. اینکه آمریکا می‌ترسد که اگر به ایران چپ نگاه کند، از یمن و فلسطین و عراق و لبنان فریاد بلند می‌شود. امروز اگر نگاه چپی به ایران کند، گروه مقاومت در همه این کشورها همدست ما خواهند بود، چون ما را پشتیبان خود می‌بینند این بزرگ‌ترین امتیاز ایران امروز است. ایران هیچ‌وقت این امتیاز را نداشته است. در دوران 2500 ساله خود چنین قدرتی نداشته است. خدا را شکر می‌کنیم و از خدای متعال می‌خواهیم به مسئولین ما، به دولت، قوه قضائیه و مجلسف به همه توفیق دهد. مبارزه با فساد کار فقط قوه قضائیه نیست، همه باید در کنار هم قرار گیرند. خداوند هم کمک کند ملتی را که در راه او قدم برداشتند انشاء‌الله این ملت را از این گرفتاری‌ها نجات بدهد.

هفته آینده، ماه محرم است. محرم عزاداری سیدالشهداست. من به شما بگویم که این همه ائمه ما بر روی عزای امام حسین (ع) تأکید داشتند این نبود که ما فقط بنشینیم و گریه و زاری کنیم. این جریان مراسم عزاداری در طول تاریخ برای این بوده است که این راه امام حسین و منطق و ایمان امام حسین و توحید و ایثار و فدارکاری و ضد ظلم بودن و طرفدار حق بودن امام حسین (ع) در بین جامعه ما جریان پیدا کند. منظور از عزاداری این است والا صرف سینه‌زدن و زنجیر زنی نیست. توصیه‌ام به دسته‌های عزاداری این است که اشعاری که می‌خوانید پیام داشته باشد؛ پیام عاشورایی داشته باشد. ضد ظلم باشد، از عدالت طرفداری کند. از ایمان و توحید طرفداری کند. این می‌شود عزاداری واقعی که منظور نظر ائمه ما بوده است. والا صرف راه افتادن دسته‌هایی که پیامی ندارد نبوده است. امیدوارم خداوند توفیق دهد عزادار واقعی امام حسین باشیم. آن‌گونه که زینب (س) و امام سجاد (ع) عزاداری کردند. هم گریه کردند و هم حرفشان را زدند و هم کوبیدند ظالمان را. خدا انشاء‌الله ما را توفیق دهد عزاداری امام حسین‌پسند داشته باشیم.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.

مقدمه: امروز به تعبیر مقام معظم رهبری، تولید کنندگان، رزمندگان جنگ اقتصادی با دشمن‌اند. چرا که آمریکا می‌خواهد اقتصادمان را نابود کند و ما را به فقر و فلاکت بیندازد.

خطبه اول: آیت الله نورمفیدی در ادامه سلسله بحث‌های خود از نهج‌البلاغه امیرالمومنین (ع)، بخش دیگری از خطبه 185 را قرائت کرد و به تفسیر آن پرداخت:

وَ إِنْ شِئْتَ قُلْتَ فِي اَلْجَرَادَةِ إِذْ خَلَقَ لَهَا عَيْنَيْنِ حَمْرَاوَيْنِ وَ أَسْرَجَ لَهَا حَدَقَتَيْنِ قَمْرَاوَيْنِ وَ جَعَلَ لَهَا اَلسَّمْعَ اَلْخَفِيَّ وَ فَتَحَ لَهَا اَلْفَمَ اَلسَّوِيَّ وَ جَعَلَ لَهَا اَلْحِسَّ اَلْقَوِيَّ وَ نَابَيْنِ بِهِمَا تَقْرِضُ وَ مِنْجَلَيْنِ بِهِمَا تَقْبِضُ يَرْهَبُهَا اَلزُّرَّاعُ فِي زَرْعِهِمْ وَ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ذَبَّهَا وَ لَوْ أَجْلَبُوا بِجَمْعِهِمْ حَتَّى تَرِدَ اَلْحَرْثَ فِي نَزَوَاتِهَا وَ تَقْضِيَ مِنْهُ شَهَوَاتِهَا وَ خَلْقُهَا كُلُّهُ لاَ يُكَوِّنُ إِصْبَعاً مُسْتَدِقَّةً:

و اگر خواهى از ملخ بگويم كه دو ديده سرخ آفريد براى آن، و دو حدقه برايش افروخت چون ماه تابان، و او را گوشى بداد پوشيده و پنهان، و برايش دهانى گشود به اعتدال، و حسى نيرومند و به كمال. و دو دندان پيشين كه بدان‌ها ببرد، و دو پاى داس مانند كه بدان‌ها چيزى را بگيرد. كشاورزان در كشت خود از آن مى‌ترسند و توانايى راندنش را ندارند، هر چند همه كسان خود را فراهم آرند، تا گاهى كه در جست و خيزهايش روى به كِشته آرد، و هر چرا خواهش آن است روا دارد، و همه اندام ملخ به اندازه يك انگشت باريك نيست  و اين حقيقتى است.

امیرالمومنین (ع)، در این خطبه که مباحث توحید و خداشناسی را بیان می‌کند در قسمت‌های قبلی، درباره خلقت مورچه بیاناتی داشتند و در این قسمت دذرباره ملخ و اینکه خدای متعال به این حشره چه عطا کرده و این حشره چه می‌کند بیاناتی دارد. همه اینها آیات الهی هستند. اصلاً جهان از ریز و درشت نشانه‌های الهی هستند و مانند این است که انگشت اشاره‌شان به سوی خداوند متعال است و آدرس می‌دهند. حشره‌ها سه دسته‌اند؛ بعضی از آنها مانند زنبور عسل، احتیاجات ما را بر طرف می‌کنند، شب و روز تلاش می‌کند تا عسل درست کند. در خدمت انسان‌هاست. بعضی از حشرات هم علی‌الظاهر نفع و ضرری برای ما ندارند، مثل مورچه. البته در منطق توحیدی و آنچه که ما از قرآن می‌فهمیم، حتی مورچه هم بی‌کاره نیست. اما چه کار می‌کند برای این عالم، ما نمی‌دانیم. علم انسان هنوز به آن نرسیده است. ممکن است روزی علم انسان به آن برسد و بفهمد که مورچه برای انسان چه می‌کند. بی‌کاره یعنی باطل بودن، خلقت خدا که نمی‌تواند باطل باشد. ماها می‌توانیم کار باطل انجام دهیم اما خدا که کار باطل نمی‌کند. بعضی از حشرات هم هستند که گاهی سپاهیان و مأموران خدا می‌شوند. فرمانی به آنها صادر می‌شود و با این فرمان به م0عزارع کشاورزی ما حمله می‌کنند. یک سپاه عظیم ملخ می‌ریزند به مزارع کشاورزی و به تعبیر امیرالمؤمنین (ع) هیچ چیز هم جلودارشان نیست. حتی این هواپیماهای سم‌پاش هم نمی‌توانند از عهده‌شان بر بیایند. امیرالمؤمنین (ع) در این جا در باره خلقت ملخ می‌گوید، درباره ملخ صحبت کن که خداوند متعال دو چشم قرمز به ملخ داده است و دو تا حدقه داده است که درخشندگی دارد و خدا به آن یک شنوایی مخفی داده است. این یعنی چه؟ صدا وقتی حادث می‌شود، ارتعاشی دارد، موجی دارد، اگر از 16 هزار تا 50 هزار که معیار شنوایی انسان است، کم‌تر و بیش‌تر از ان را ما نمی‌شنویم. خیلی از صداهای پایین‌تر و بالاتر از این فرکانس را ما می‌نمی‌شنویم. در روایات آمده است، میتی را که به طرف قبرستان می‌برند، اسبی که در آن حوالی مشغول چریدن است، یک‌مرتبه یک حالت خاص پیدا می‌کند چون ناله‌های میت را می‌شنود. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید، خدا یک سمع مخفی، یعنی شنوایی مخفی برای ملخ قرار داده است که باعث می‌شود آنچه را که ما انسان‌ها نمی‌شنویم این حشره بشنود. یکی از بزرگان نقل می‌کرد که در شهر ما، یک بار سپاهیان ملخ حمله کرده بودند به مزارع، در آسمان پیدا می‌شدند با سر و صدای فراوان ولی به محض اینکه مرغ ملخ‌خوار پیدا می‌شد آنها ساکت می‌شدند. حسی قوی خداوند در ملخ قرار داده است.

وَ فَتَحَ لَهَا اَلْفَمَ اَلسَّوِيَّ وَ جَعَلَ لَهَا اَلْحِسَّ اَلْقَوِيَّ ؛ دهان خیلی هماهنگی دارد با سایر قسمت‌های بدنش و خداوند حسی قوی به آن داده است.

وَ نَابَيْنِ بِهِمَا تَقْرِضُ؛ دو دندان تیز که در جلوی دهان است به آن ناب می‌گویند. خدا دو دندان تیز به آنها دادذه است که با آنها قطع می‌کند و می‌برد برگ‌های درخت‌ها و گیاهان را.

وَ مِنْجَلَيْنِ بِهِمَا تَقْبِضُ؛ منجل، داس است. کشاورزان مخصوصاً قدیم‌ها از داس خیلی استفاده می‌کردند در درو کردن. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند دو تا داس به ملخ داده است که وقتی روی درخت و گیاه می‌نشیند با دو پای داس مانندی که دارد قادر است بر شاخه بماند و نیفتد. با آنها خود را نگه می‌دارد و با آن دو دندان برگ‌ها را جدا می‌کند و می‌خورد.

يَرْهَبُهَا اَلزُّرَّاعُ فِي زَرْعِهِمْ؛ کشاورزان از ملخ می‌ترسند. وقتی حمله می‌کنند آن‌هم با آن صورت کشاورزان به‌خاطر زراعتشان می‌ترسند.

وَ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ذَبَّهَا وَ لَوْ أَجْلَبُوا بِجَمْعِهِمْ؛ و کاری هم نمی‌توانند بکنند، حتی اگر همه با هم همکاری هم کنند نمی‌توانند از عهده آن بربیایند.

 حَتَّى تَرِدَ اَلْحَرْثَ فِي نَزَوَاتِهَا وَ تَقْضِيَ مِنْهُ شَهَوَاتِهَا؛ با همان پریدن‌هایش می‌آید در مزارع و به دنبال این است که شکمش را سیر کند.

وَ خَلْقُهَا كُلُّهُ لاَ يُكَوِّنُ إِصْبَعاً مُسْتَدِقَّةً؛ تمام خلقتش هم به اندازه یک انگشت انسان است. چنین حشره‌ای می‌افتد به جان کشاورزی و چه خساراتی به‌بار می‌آورد. انواع مختلفی هم دارد؛ ملخ‌های دریایی، مراکشی، ایتالیایی و ... . جالب این است که بعضی دانشمندانی که بر روی این حشره کار کردند، می‌گویند این ملخ، با اینکه خیلی کوچک است، شبیه ده حیوان است. سرش شبیه اسب است، بعضی از قسمت‌های بدنش شبیه گاو و بخشی شبیه شتر و بخشی شبیه شیر است. دمش شبیه مار است. ببینید در موجودی به اسن کوچکی خداوند چه کرده است. این برای این است که فکر و عقل‌مان، این‌قدر در این مسائل دنیوی و دل‌بستگی‌ها نچرخیم. اشکالی ندارد اما فکر و عقل‌مان در مسائل دنیوی باید حد و اندازه‌ای داشته باشد. این عقل و فکر را فقط به ما انسان‌ها داده است، نباید محدود شود به چرخیدن در مسائل دنیوی و آن‌وقت از مسائل اصلی جهان آفرینش انسان غافل شود. بالأخره این خانه که این‌قدر منظم و مرتب و حساب‌شده است، صاحب‌خانه‌ای دارد. ما در این خانه داریم زندگی می‌کنیم. در خانه‌ای که صاحب‌خانه‌اش خداست. در این خانه زندگی کنیم ولی رابطه‌ای با صاحب‌خانه نداشته باشیم؟! این چگونه انسانیتی است؟! خداوند در وجود ملخ این‌قدر ظرافت به‌کار برده است، پس در وجود ما چه کار کرده است؟! همین مغز ما دنیایی است. یکی از دانشمندان می‌گفت؛ اگر بخواهند این مغزی که در جایی به این کوچکی آفریده است اگر بخواهند روی زمین پیاده کنند، یعنی اگر بخواهند چیزی را روی زمین بسازند که کارهای مغز را بتواند انجام بدهد، ساختمانی به اندازه پالایشگاه آبادان می‌شود. خدا در وجود انسان چه به‌کار برده است. زنبور عسل برای این آفریده شده که برای ما عسل تولید کند، ما برای چه آفریده شدیم؟ اگر بنا شده است که چند صباحی به دنیا بیاییم و بخوریم بخوابیم و تولید مثل کنیم و 70،80 سال زندگی کنیم و فقط همین باشد، لغو است که و خدا کار باطل نمی‌کند. پس خلقت انسان برای کاری دیگر است. برای این است که در این خانه زندگی کند و با صاحب‌خانه آشنا شود و با صاحب‌خانه ارتباط محکم برقرار کند. جوان‌ها به شما می‌گویم، پیران هرچه بوده گذشته است. جوانان باید این جهان‌بینی را داشته باشند که خانه بی‌در و پیکر و بی‌صاحب‌خانه نیست، بلکه حساب و کتاب دارد. خداوند به همه ما این توفیق را عنایت کند که در راه بندگی خدا و قرب به ذات اقدس الهی، روز و شب، توفیق‌مان بیشتر شود و به تعبیر قرآن؛

وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا (آل عمران/191):

و دائم در خلقت آسمان و زمین بیندیشند و گویند: پروردگارا، تو این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریده‌ای.

خدا می‌گوید، صاحبان عقل، کسانی هستند که دائماً درباره خلقت آسمان‌ها و زمین فکر می‌کنند و بعد درمانده که و متحیر که می‌شوند می‌گویند خدایا اینها را به باطل نیافریدی.

از مرحوم علامه طباطبایی، نقل می‌کنند که ذکر یا دلیل المتحیرین؛ ای خدایی که متحیرین را راهنمایی می‌کنی. و ذکر «یا فتاح» را زیاد بگویید. در این دنیا گرفتار تحیر و درماندگی نشویم. که بودیم و کجا بودیم و کجا می‌ریم؟! این تحیر است. از خدا بخواهید راهنمایی‌تان کند. یا دلیل المتحیرین؛ طولانی هم نیست. و ذکر «یا فتاح»؛ یعنی گشاینده، کسی که کارش گشایش است. هر جا هم که بن‌بستی باشد، تو باید راه را باز کنی.

خطبه دوم:

آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم گفت:

امروز روز اول شهریور و روز بزرگداشت جناب بوعلی سینا، این حکیم و فیلسوف و پزشک و عارف و شخصیت برجسته ایرانی و اسلامی است. ما باید به دنیا فخر داشته باشیم و افتخار کنیم که در هزار سال قبل، بزرگانی چون بوعلی سینا، ذکریا رازی و ابونصر فارابی در این کشور و سرزمین زندگی می‌کردند و آبروی بشریت بودند. مدت‌ها هم ابوعلی سینا در منطقه ما بود. جوانان ما این شخصیت‌های بزرگ را برای خود سرمشق بدانند. کشور باید در همه زمینه‌ها در منطقه اول شود. همچنین به مناسبت این شخصیت روز پزشک نام نهاده شده است. پزشکی هم شغل بسیار شریفی است و باید قدردان پزشکان باشیم. البته باید این اشاره را داشته باشم که پزشکان شریف و اخلاقی زیاد داریم لیکن بعضی از پزشکان، این پزشکی را به‌عنوان یک دکان برای خود به حساب می‌آورند. کسی که انسان‌ها را از بیماری و مرگ نجات می‌دهد کار مهمی می‌کند باید قدردان باشیم. مردم هم باید در قضاوت‌ها منصف باشند، حالا اگر چند نفر طور دیگری کار می‌کنند نباید همه را به یک چوب برانیم. اگر قضاوت هم می‌کنیم باید منصفانه باشد. ما از پزشکانی که دلسوزند و به مردم خدمت می‌کنند، بسیار بسیار متشکریم و قدردانیم و آنهایی که شغل پزشکی را برای خود کاسبی قرار دادند آنها را نصحیت می‌کنیم که بالأخره شأن یک پزشک، همان‌طور که در گذشته به آنها حکیم می‌گفتند، شأن والایی است. این خود احترامی بود که به پزشکان در تعابیر عرفی حکیم گفته می‌شد. به‌هرحال آنها را هم نصحیت می‌کنیم که محور کارشان فقط سود نباشد که شایسته شأن این شغل نیست. خداوند به همه آنها توفیق عنایت بفرماید.

فردا دوم شهریور و آغاز هفته دولت است. رئیس محترم جمهور و هیأت دولت خدمت مقام معظم رهبری رسیدند و ایشان هم توصیه‌هایی کردند. بنده هم اجمالاً به نکاتی اشاره می‌کنم. نعامل و همکاری؛ قوای سه‌گانه باید همکاری داشته باشند. دلسوزی برای مردم و پیشرفت کشور؛ مردم با دولت و نظام تعامل داشته باشند که این تعامل همیشه به نفع کشور و به نفع مردم است. مخصوصاً در وضعیتی که اکنون در آن قرار داریم. شب و روز دشمنان ما دارند فعالیت می‌کنند تا بین مردم ما و نظام جدایی و فاصله بیندازند. ما هم می‌دانیم مشکلات داریم بله اما این مشکلات باید حل شود، نه اینکه دشمن بیاید و این مشکلات را بهانه کند تا بین مردم و نظام جدایی بیندازد. این خطر است و منشاء خطر این‌جاست که بین مردم و نظام و دولت شکاف ایجاد شود. مقام معظم رهبری به دو نکته مهم اشاره کردند؛ مسائل اقتصادی و مسائل فرهنگی. در مورد مسائل اقتصادی، نکاتی را که اشاره کردند، همین‌طور فهرست‌وار اشاره می‌کنم؛ تقویت تولید داخل، ایرانی باید از جنس ایرانی استفاده کند. بعضی جاها درست می‌گویند که جنس ایرانی مرغوبیت بعضی اجناس خارجی را ندارد اما بالأخره باید درست شود. از وقتی که کمی جلوی واردات را گرفتند تولید داخل رونق پیدا کرده است. این به نفع کشور است. ما باید متوجه این مسئله باشیم. توجه ویژه به مسائل کشاورزی. یادم هست از اوائل انقلاب، امام (رض)، مسائل کشاورزی را از مسائل مهم داخلی می‌دانستند. کشاورزی باید نیازهای داخل را تأمین کند تا دست ما به سوی بیرون دراز نشود. خدایی‌نکرده اگر ما نیازمند گندم بیرون باشیم و ما را تحریم کنند، گندم وارد نشود و ما نیازمند باشیم، چه باید بکنیم؟ بنابرین مسائل کشاورزی، کمک به کشاورزان ضروری است. همین‌جا خواهش می‌کنم از مسئولان کشاورزی استان، چرا باید یک‌سالی این‌طور شود که تولید سیب‌زمینی آن‌قدر زیاد باشد که روی دست کشاورز می‌ماند و سالی دیگر آن‌قدر کم می‌شود که کمبود پیدا می‌کنیم. بالأخره اینها که قابل حل است. هم مسئولان کشاورزی و هم خود کشاورزان باید همکاری کنند. تولید کشاورزی باید تنظیم شود، این که ارتباطی با تحریم ندارد و به خود ما برمی‌گردد. مشکلاتی که کشاورزان دارند. نیازشان به سم و کود و ... رسیدگی شود. خانه کشاورز چه می‌کند؟ خانه کشاورز نماینده کشاورزان است و باید این مسائل را پی‌گیری کند. مسائل کشاورزی و شرکت‌های دانش‌بنیان باید در کشور تقویت شود. مسئله مسکن هم باید پی‌گیری شود. با این گرانی‌ها، چه کسی می‌تواند خانه بخرد چه برسد به زوج‌های جوان. این مشکلات باید حل شود اما نباید اجازه بدهیم این مشکلات داخلی را دشمن بهانه کند و بین مردم و نظام شکاف بیندازد. مشکلات باید حل شود اما اگر خایی‌نکرده دشمن به نتیجه برسد، این نیست که بیاید و مشکلات را حل کند. در افغانستان هم رفت که مشکلات را حل کند، بعد از 17 سال چه شد؟ روز به‌روز بدتر شد. حالا بعد از 17 سال نشسته‌اند و با طالبان مذاکره می‌کنند. توجه به تولید کنندگان؛ اگر کسی در این استان آمد که کاری در زمینه تولید انجام دهد، متأسفانه از همین داخل خودمان شروع می‌کنند به حرف‌هایی و تهمت‌هایی و ... . در این شرایط چه کسی می‌آید در استان ما تولید بکند؟ چرا ما این‌قدر نادانیم! چرا برخی مسائل کلی را درک نمی‌کنند و مانع خیلی چیزها می‌شویم. توجه به تولید کننده به عنوان رزمنده جنگ اقتصادی ضروری است. امروز به تعبیر مقام معظم رهبری، تولید کنندگان، رزمنده‌اند. چرا که آمریکا می‌خواهد اقتصادمان را نابود کند و ما را به فقر و فلاکت بیندازد. باید از تولیدکننده‌ای که می‌آید در استان ما کار کند استقبال کنیم. به همه مسئولان می‌گویم، به استاندار و فرمانداران شهرستان‌ها توصیه می‌کنم، اگر تولید کننده و سرمایه‌گذار به استان می‌آید، باید کار را برایش آسان کنید، زمینه را فراهم کنید. دولت که به‌تنهایی نمی‌تواند همه مشکلات و نیازهای جامعه را بر طرف کند. باید بخش خصوصی وارد عرصه شودند تا بیکاری نسل جوان رفع شود. البته تولید کنندگان باید جنس خوب دست مصرف کننده بدهند، آن هم دایر بر امر رقابت است که اگر رقابت باشد آن هم درست می‌شود. جهت‌گیری پیشرفت اقتصادی به سمت عدالت؛ ریشه‌کن کردن فقر؛ فقر باید ریشه‌کن شود اما نه با کمک کردن، باید کاری کنیم که آنهایی که ندارند خودشان سرپا بایستند نه اینکه همیشه دستشان همیشه دراز باشد به سوی سازمان‌های خیریه. به‌جای اینکه ماهی سر سفره مردم بگذاریم، به مردم ماهی‌گیری یاد بدهیم. از وابستگی به نفت باید خارج شویم، تولید باید رونق پیدا کند. واردات باید به حد ضرورت باشدف تا تولید داخل تقویت شود. مجلس و دولت و قوه قضائیه، همه با هم باید به اینها بپردازند. تعامل باید باشد. معنی تعامل هم این نیست که نقد نباشد. آنکه با نقد مخالفت می‌کند انقلابی نیست، از دایره انقلاب خارج است. نقد، اما نه توهین، نه خراب کردن، نه بدوبیراه گفتن و آبروریزی کردن.

در بیان مقام معظم رهبری، در مسئله فرهنگ هم، باید مقابله جدی و هوشمندانه با هجوم همه‌جانبه دشمن به مبانی دینی، انقلابی و اخلاقی باید مقابله شود. در شبکه‌ها مختلف، گاهی در قالب دوستی با مردم ایران، حرف‌هایی می‌زنند که نیش دارد. فریب این شبکه‌های خارجی را نخورید، مخصوصاً جوانان ما. ولله آنها به فکر این ملت و اصلاح مملکت نیستند، ولله آنها، دوست‌دار و دلسوز این مردم نیستند. دائماً دارند، مبانی دینی ما، اعتقاد به خدا و پیامبر و امامان را خراب می‌کنند. توصیه من بیشتر به جوانان است و کسانی که از این فضاها استفاده می‌کنند. ما ملت سابقه‌دار و هوشمندی هستیم، تحت تأثیر این القائات نباید قرار بگیریم. مسئولان فرهنگی این کشور باید کار کنند. فرهنگ خیلی مهم است، شاید به معنایی از اقتصاد هم مهم‌تر باشد.

هفته دولت است، واقعاً از دولت‌مردانی که خدمت می‌کنند تشکر می‌کنیم. ممکن است که در مجلس، هیأت دولت یا قوه قضائیه، فاسدی هم باشد اما نباید این را عمومیت داد. رئیس محترم قوه قضائیه هم خیلی خوب وارد میدان شده است، لبه تیز شمشیرش را سمت فساد گرفته است؛ فساد اقتصادی و اداری و ... . از همین‌جا به ایشان خطاب می‌کنم، با این شعار وارد میدان شدید، باید محکم بایستید. به رئیس محترم قوه قضائیه هم توصیه‌هایی داشتند که مفصل است، به یکی از مهم‌ترین آنها اشاره می‌کنم. «از همه مهم‌تر، عنصر نیروی انسانی صالح را در رأس عوامل تحول و پیشرفت بدانید»؛ یعنی آقای رئیسی! اول داخل خود قوه قضائیه را اصلاح کن. «سلامت قضات و پاکی دامن آنان از هر گونه فساد، شرط لازم و اول برای همه توفیقات شماست.» اگر می‌خواهید کار کنید در این مملکت اول توصیه مقام معظم رهبری این است که اول برو داخل خودت را درست کن. قضات، خدایی‌نکرده ناپاک، اینها را تصفیه کنید. «در ریشه‌کنی فساد از درون قوه قضائیه که مایه مباهات و سرافرازی اکثر قضات دادگاه‌ها و دادسراهاست، هیچ تردید و درنگی نکنید» اگر بناست مبارزه با فساد شود، قاضی فاسد نمی‌تواند این کار را بکند. اول باید آنجا اصلاح شود. انشاء‌الله امیدواریم که خداوند متعال به همه ملت ما توفیق بدهد تا با مشکلات به‌خوبی دست‌وپنجه نرم کنیم و از این مرحله و مشکلات عبور کنیم. دشمن به دنبال آن است که اصل را به‌هم بریزد، اگر چنانچه ما ایستادگی کنیم انشاء‌الله به سلامت می‌گذریم. همان‌طور که یمن، بعد از 4،5 سال مقاومت پیروز است. الآن به این فکر افتاده‌اند یمن را سه قسمت کنند و قسمتی را در اختیار عربستان، قسمتی را در اختیار امارات و قسمتی را هم در اختیار انصار الله قرار دهند. اما انصار الله به‌خوبی این توطئه را فهمیده است و فشارش را بر عربستان وارد آورده است. ده پهباد فرستاده است و یکی از شعبه‌های شرکت آرمکو را که از شرکت‌های اصلی عربستان است را کوبیده است و بعد هم اعلام کرده است که خارجی‌ها بیرون بروند که ما تازه شروع کرده‌ایم و این گام اول ماست. انصار الله این مسئله توطئه تقسیم را فهمیده است و دارد مقابله می‌کند. هنوز بر سر یمن بمب می‌ریزند اما انصار الله مقاومت می‌کند و می‌گوید ما هستیم. بعد این همه فشارها، می‌گویند ما هستیم و محکم‌تر هم وارد عمل خواهیم شد. قهراً این مقاومت و عمل باعث خواهد شد که عربستان و امارات و هم آمریکا، عقب‌نشینی کنند.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.

مقدمه: رئیس جمهور آمریکا به‌جای لشکرکشی و دخالت در کشورهای دیگر به درون کشور خود بپردازد که دارد از نظر اجتماعی و اخلاقی از درون می‌پوکد.

خطبه اول: آیت الله نورمفیدی در ابتدای خطبه اول، بخش دیگری از خطبه 185 نهج‌البلاغه امیرالمومنین (ع) را قرائت کرد و به تفسیر آن پرداخت و گفت:

فَالْوَيْلُ لِمَنْ جَحَدَ الْمُقَدِّرَ وَ أَنْكَرَ الْمُدَبِّرَ زَعَمُوا أَنَّهُمْ كَالنَّبَاتِ مَا لَهُمْ زَارِعٌ وَ لَا لِاخْتِلَافِ صُوَرِهِمْ صَانِعٌ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى حُجَّةٍ فِيمَا ادَّعَوْا وَ لَا تَحْقِيقٍ لِمَا أَوْعَوْا وَ هَلْ يَكُونُ بِنَاءٌ مِنْ غَيْرِ بَانٍ أَوْ جِنَايَةٌ مِنْ غَيْرِ جَانٍ وَ إِنْ شِئْتَ قُلْتَ فِي الْجَرَادَةِ إِذْ خَلَقَ لَهَا عَيْنَيْنِ حَمْرَاوَيْنِ وَ أَسْرَجَ لَهَا حَدَقَتَيْنِ قَمْرَاوَيْنِ وَ جَعَلَ لَهَا السَّمْعَ الْخَفِيَّ وَ فَتَحَ لَهَا الْفَمَ السَّوِيَّ

پس واى بر آن كس كه تقدير كننده را نپذيرد، و تدبير كننده را انكار كند. گمان كردند كه چون گياهانند و زارعى ندارند، و اختلاف صورت هايشان را سازنده اى نيست، بر آنچه ادّعا مى كنند حجّت و دليلى ندارند، و بر آنچه در سر مى پرورانند تحقيقى نمى كنند، آيا ممكن است ساختمانى بدون سازنده، يا جنايتى بدون جنايتكار باشد. و اگر خواهى در شگفتى ملخ سخن گو، كه خدا براى او دو چشم سرخ، دو حدقه چونان ماه تابان آفريد، و به او گوش پنهان، و دهانى متناسب اندامش بخشيده است.

همان‌طور که از هفته‌های پیش عرض کردم، امیرالمؤمنین (ع) برای خداشناسی و توحید و توجه دادن ما به خداوند، مباحثی را درباره خداشناسی مطرح فرمودند که در بخش‌های قبلی بعد از این‌که خلقت مورچه را مورد توجه قرار دادند، اشاره کردند که کل عوالم خلقت؛ اختلاف زبان‌ها و لغات، اختلاف چهره‌ها و در این قسمتی که امروز شروع کردیم. در ابتدا می‌فرمایند وای بر آنها که این‌همه آثار را در این عالم می‌بینند، این‌همه نظم و انسجام و ارتباط این عالم را می‌بینند و درعین‌حال انکار می‌کنند. آدم یک ماشین مرتب را می‌بیند، تعجب می‌کند از ساخت ماشین و سوال می‌کند سازنده این ماشین کیست؟ این یک چیز طبیعی انسان است وقتی یک مصنوع زیبا را می‌بیند و موجب اعجابش می‌شود از سازنده آن سوال می‌کند. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید آنها که این‌همه آثار عظمت را در عالم خلقت می‌بینند؛ زمین و آسمان و ابر و باد و مه و خورشید و شب و روز و اختلاف زبان‌ها و چهره‌ها و ... همه اینها را می‌بینند و در عین‌حال آن آفریننده را نمی‌بینند. وای به‌حال آنها که معلوم است خیلی عقب‌افتاده‌اند. وای بر آنها که اینهمه را می‌بینند و منکر می‌شوند آن‌که را که این‌همه حساب و کتاب بر عالم درست کرده است و  تدبیر کنند را انکار می‌کنند. اینها خیال می‌کنند که مثل گیاهان خودرو بیابانی هستند. معمولاً انسان یک زمین کشاورزی را می‌بیند قهراً به این فکر می‌افتد که کشاورزش کیست اما در بیابان و صحرا و کوهستان، علف‌های خودرو زیادند. اینها فکر می‌کنند که مثل آن علف‌های خودرواند و هیچ سازنده‌ای ندارند. خود‌به‌خود روییده شدند و صانع و سازنده‌ای ندارند. اینجا اشاره به یک مسئله سطحی و ظاهری است، والا آن گیاهان کوهستانی و بیابانی هم روی حساب و کتاب است. اما ظاهراً کسی را ندارند که آن را کاشته باشد. آنها فکر می‌کنند این‌طوری‌اند، گمان نمی‌کنند آنها را کسی کاشته باشد. اللبته آنها هم روی حساب و کتاب است. امروز دانشمندان به این رسیده‌اند که در همان گیاهان خودرو هم آن‌قدر مصالح و فواید وجود دارد که «لاتعد و لاتحصی»؛ بی‌عدد و بی‌شمار. به‌هرحال این‌ها فکر می‌کنند مثل آن گیاهان خودرواند که کسی آنها را نکاشته و دستی در آنها به‌کار نرفته است.

وَ لَا لِاخْتِلَافِ صُوَرِهِمْ صَانِعٌ؛ به این فکر نمی‌کنند که این‌همه انسان، دو انسان را در همه عالم پیدا نمی‌توان کرد که به‌هم در همه جهات شبیه و مثل هم باشند، پیدا نمی‌توان کردو گاهی این دوقلوها شبیه هم هستند اما اگر دقت کنید می‌بینید صددرصد شبیه هم نیستند. این‌همه اختلاف صور؛ این چه کارخانه‌ای است که هر لحظه یک مصنوع جدیدی در آن ساخته می‌شود! به اینها فکر نمی‌کنند و فکر می‌کنند اینها بدون سازنده است؟! وای به حال این‌ها!

وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى حُجَّةٍ فِيمَا ادَّعَوْا؛ هیچ دلیلی هم ندارند. اینها که منکرند و این عالم را بی‌حساب و کتاب می‌بینند و بی‌سارنده گمان می‌کنند هیچ دلیل عقل‌پسند هم ندارند. مگر می‌شود بنای به این زیبایی مصلی، کسی فکر کند همین‌طور از زمین سر درآورده بی‌آن‌که معمار و سازنده‌ای داشته باشد. هیچ عاقلی چنین فکر می‌کند؟! مگر این‌که آدم دیوانه باشد که چنین فکری کند. پس شما که یک بنای معمولی را بدون حساب و کتاب نمی‌دانید، چطور می‌شود این عالم را با این‌همه حساب و کتاب بدانید. حرف‌شان بی‌دلیل است.

وَ لَا تَحْقِيقٍ لِمَا أَوْعَوْا؛ یک‌چیزهایی در ذهنشان فرو شده، وارد شده تحقیقی هم نکردند تا به این نتیجه رسیده باشند. همین‌ها در ذهنشان مانده و فکر می‌کنند به این صورت است. بعد در آخر امیرالمؤمنین (ع) می‌گوید: وَ هَلْ يَكُونُ بِنَاءٌ مِنْ غَيْرِ بَانٍ؛ آیا می‌شود هیچ ساختمان، بدون سازنده باشد؟ أَوْ جِنَايَةٌ مِنْ غَيْرِ جَانٍ؛ یک اتفاقی بیفتد، خدایی‌نکرده یک جنایتی، قتلی اتفاق بیفتد، کسی فکر می‌کند قتل بی‌قاتل باشد؟ منظور این است که هرچیزی انسان می‌بیند بی‌جهت و بی‌بانی و بی‌جانی هیچ چیز اتفاق نمی‌افتد. وقتی خدای متعال در فطرت و نهاد انسان این حسّ را هم قرار داده است، باید در بیرون از بشر هم پاسخی برای آن باشد. این حسّ در نهاد انسان است، خواه شرقی، خواه غربی، مسلمان و کافر و ... همه انسان‌ها. چطور می‌شود این‌چیزی که در نهاد بشر قرار دارد و درباره چیزهای معمولی چنین فکر می‌کند ولی به کل جهان که می‌رسد؛ این خورشید و ماه و کهکشان‌ها و اختلاف فصول و ... چنین فکر نکند! وقتی نمرود با حضرت ابراهیم مواجه شد. حضرت ابراهیم (ع) گفت: خدای من آن است که آفتاب را از مشرق بیرون می‌آورد اگر تو کاره‌ای هستی، خورشید را از مغرب بیرون بیاور.

قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ  وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ(بقره/258):

ابراهیم گفت که خداوند خورشید را از طرف مشرق برآورد، تو اگر توانی از مغرب بیرون آر؛ آن نادان کافر در جواب عاجز ماند؛ و خدا راهنمای ستمکاران نخواهد بود.

قرآن می‌گوید؛ وقتی حضرت ابراهیم (ع) این استدلال را با نمرود کرد، بهت‌زده شد و نتوانست جواب دهد و درعین‌حال درست هم نشد. انشاء الله امیدواریم این مباحث توحیدی امیرالمؤمنین (ع) و این راه خداشناسی را که در نهج‌البلاغه و در خطبه‌های مختلف خود بیان می‌کنند، انشاء‌الله در این خطبه‌های نماز جمعه به شناخت خدای متعال و خداشناسی و ایمان ما کمک کند و روز به‌روز ایمان ما بیشتر شود.

 

خطبه دوم: آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم گفت: امروز هفتم ماه ذی‌الحجه و سال‌روز شهادت امام محمد باقر (ع)، امام پنجم به دست هشام‌بن عبدالملک مروان است در سال 114 در 57 سالگی. ایشان 18 سال امامت کردند و وقتی می‌خواست از دنیا برود وصیت کرد او را در کنار قبر پدر بزرگوارش در بقیع دفن کنند. امام باقر (ع) در کنار مزار پدرش امام سجاد (ع) و جد مادری‌اش امام حسن مجتبی (ع) به خاک سپرده شده است. این مصیبت را به محضر مبارک حضرت ولی عصر(عج) و همه علاقه‌مندان به خاندان پیامبر تسلیت و تعزیت عرض می‌کنیم و امیدواریم که خداوند متعال توفیق پیروی از این عزیزان را بیش از پیش به همه ما عنایت بفرماید. حتماً این جمله حضرت امام (ره) را در نظر داشته باشید که فرمود؛ افتخار ما این است که پیرو خاندان پیامبر (ص) و امام باقر (ع) و امام صادق (ع) هستیم. چرا که این دو امام از مهم‌ترین کارهایی که در طول زندگی خود انجام دادند مخصوصاً در زمان امامت ایشان، فرقه‌ها و افکار و عقاید مختلفی در میان امت اسلامی پیدا شده بود؛ مُرجعه، غالیه، مجبره و ... گروه‌های فکری و کلامی بسیاری پیدا شده بودند و کسی هم بتواند با همه این افکار گوناگون بتواند، عمق حرف‌هایشان را بفهمد و پاسخی که منطقی، قرآنی و علمی باشد، جز امام باقر (ع) کسی نبود. کار بزرگ امام باقر (ع) و به دنبال آن امام صادق (ع) در تاریخ اسلام انجام دادند، در روزی که اسلام می‌رفت تا مثل مسیحیت مسیری انحرافی را بپیماید، به میدان آمد و ایستاد و این باب را باز کرد. روایاتی که ما داریم، بیشترش از این دو امام است. چرا که دوران، دورانی بود که شرایط سیاسی و اجتماعی، موجب شد که در به روی ائمه (س) باز شود و این دو امام وارد عرصه علم و دانش شوند و شاگردانی را تربیت کنند که حتی در میان شاگردان آنان ائمه اهل سنت مثل مالک و ابوحنیفه و شافعی دیده می‌شوند که در محضر این دو امام بزرگوار شاگردی کردند. ابوحنیفه می‌گوید: لولا السنتان لهلک النعمان: اگر نبود آن دو سال (که در محضر امام صادق شاگردی کردم) نعمان( ابوحنیفه) هلاک می‌شد.

امیدواریم که همیشه ارتباط و پیوستگی‌مان به خاندان پیامبر (ص) که راه درست را اینها به عرصه آوردند محفوظ بماند و هیچ‌کس نتواند بین ما و خاندان پیامبر (ص) جدایی بیندازد.

فردا روز «ترویه» است؛ روزی است که امام حسین (ع) آن سفر بسیار بسیار مهم و درعین‌حال پُرخطر خود را از کنار خانه خدا شروع کرد. روزی که حاجیان به سمت عرفات می‌رفتند، امام حسین (ع)، با کاروان خود از مکه به سوی کربلا حرکت کرد. ترویه به معنای «آب برداشتن است» به آن ترویه می‌گویند برای این است که آن زمان آب نبود و حاجیان با خود آب برمی‌داشتند برای وقوف در عرفات آب به همراه داشته باشند.

روز یک‌شنبه هم روز عرفه و روز نیایش است. روز آن دعای عرفه مفصل امام حسین (ع) در عرفات است. زیر آفتاب سوزان عرفات، یک‌ساعت، دوساعت آن هم با آن حال که اشک چشمان سیدالشهدا (ع) مثل ابر بهاری جاری بود. انشاء‌الله توفیق دهد به همه ما ارتباطی با خداوند پیدا کنیم به تبعیت از امام حسین (ع). اگر توفیق دعای عرفه پیدا نمی‌کنیم لاأقل حال دعا انشاء‌الله داشته باشیم. به تبعیت از امام حسین (ع) از خدا بخواهیم، مصلحت این کشور، مصلحت امت اسلامی و مصلحت کل بشریت را بخواهیم انشاء‌الله نجات پیدا کنند.

روز دوشنبه هم روز عید اضحی و عید قربان و عید بسیار مهم اسلامی است و انشاء‌الله امیدواریم که خداوند توفیق دهد که بتوانیم نماز عید قربان را باشکوه برگزار کنیم. در عید فطر، حضور عزیزان بسیار خوب است، عید قربان هم مهم است. ما دو عید بزرگ داریم؛ عید فطر و عید قربان. این دو عید را خدایی‌نکرده کوچک نشماریم و در نماز عید قربان انشاء‌الله شرکت کنیم. خدای متعال انشاء‌الله در آن روز همین‌طور که به همه حاجیان و زائران بیت‌الله‌الحرام، انشاء‌الله مسلمانان در هرکجا که در این نماز شرکت می‌کنند مورد عنایت ذات اقدس الهی قرار بگیرند.

دو سه نکته‌ای هست که باید اشاره کنم. یکی اتفاقاتی که در آمریکا افتاده است. در 12 مرداد دو نژادپرست اسلحه به دست گرفتند، در تگزاس و اوهایو و 29 نفر را کشتند و 42 نفر را زخمی کردند. از طرفداران آقای رئیس جمهور هم بودند و معتقد به تبعیض نژادی. آمریکایی که می‌خواهد همه دنیا را زیر چتر خود بگیرد، من این‌جا می‌خواهم به آقای ترامپ خطاب کنم که به‌جای این‌که هر روز در یک جای جهان لشکرکشی کنید و نیروی نظامی پیاده کنید و اوضاع و احوال کشورهای دنیا را به‌هم بریزید که به مقاصد خود برسید، بروید و به فکر داخل خود باشید. داخل آمریکا درست است که از بعضی جهات، از نظر اقتصادی شاید ولی از نظر اجتماعی و اخلاقی و ... در حال انحطاط است. من به چند نکته در این رابطه اشاره می‌کنم. همین حادثه‌ای که اخیراً در آمریکا اتفاق افتاده، این 250 امین حادثه این‌چنینی در سال 2019 بوده است. یعنی 250 بار عده‌ای چاقوکش، اسلحه به‌دست افتاده‌اند به جان مردم، بزرگ و کوچک و این جنایات را انجام دادند. یکی از اساتید فلسفه آمریکایی جمله‌ای گفته است جالب است. می‌گوید، یکی برود به افغانستان که همیشه جنگ و درگیری است، کم خطرتر است از این‌که در آمریکا زندگی کند. در داخل آمریکا خطر، دائمی است. شاید بیش از جمعیتش در دست مردم اسلحه است. 270 تا 300 میلیون اسلحه در دست آمریکایی‌هاست. بیشترین کشوری که افراد اسلحه دارند آمریکاست. از سال 2013 تا 2017 به‌طور میانگین روزانه 310 نفر مورد هدف گلوله قرار گرفتند که از میان آنها 100 نفر کشته شدند. این نشانه ناامنی است. سالانه 1000 زن آمریکایی توسط شوهرانشان کشته می‌شوند. این خانم کلینتون که وقتی وزیر امورخارجه آمریکا بود، سالانه 33 هزار نفر در آمریکا با اسلحه کشته می‌شوند. یعنی روزانه 90 نفر، در آمریکا به‌وسیله اسلحه در آمریکا کشته می‌شوند. پس آمریکا را بت نکنید. بله پیشرفت‌هایی دارد که منکرش نیستیم. از نظر اقتصادی شاید پیشرفت‌هایی داشته باشد. از درون اما این‌جوری است و دارد می‌پوکد. آقای ترامپ به‌جای این‌که کشورهای دیگر را زیرو رو کند، برود و کشور خود را درست کند. ما این پیش‌بینی را می‌کنیم بر اساس قرآن که

وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا(اسراء/16):

و ما چون اهل دیاری را بخواهیم به کیفر گناه هلاک سازیم پیشوایان و متنعّمان آن شهر را امر کنیم (به طاعت، لیکن) آنها راه فسق (و تبهکاری و ظلم) در آن دیار پیش گیرند (و مردم هم به راه آنها روند) پس آنجا تنبیه و عِقاب لزوم خواهد یافت، آن گاه همه را هلاک می‌سازیم.

خدا در قران می‌فرماید؛ اگر بخواهیم کشوری را نابود کنیم، صاحبان زور و زر، فسق و فجور می‌کنند و زمینه را آماده می‌کنند و ما هم نابودشان می‌کنیم. برو بنشین سر جایت و فکر داخل خودتان باشید بروید این مشکلات خود را حل کنید. سالی 33 هزار کشته!

نکته بعد؛ آمریکا نشسته و با طالبان مذاکره کرده است. آمریکایی که به چین می‌گوید، بنشین سر جایت که من هستم و چین هم می‌گوید تو بنشین که من هستم؛ جنگ اقتصادی است. این آمریکا در مقابل طالبان، پای میز مذاکره می‌نشیند. این دور هشتم مذاکره است در یک کشور ثالث. آمریکایی که با آن‌همه قدرت، در مقابل طالبان در افغانستان و می‌نشیند و مذاکره می‌کند در مقابل ایران که امروز، دوست و دشمن می‌رسند به این که ایران یک قدرت منطقه‌ای شده است، بنابرین ما هیچ ترسی نداریم. وقتی گروه طالبان آمریکا را سر میز می‌آورند، کشور ایران که نیروی دفاعی‌اش امروز بحمدلله قدرت دفاعی و نظامی‌اش بسیار پیشرفته شده است چه می‌خواهد بکند؟! سعی می‌کنند برای ما مشکل درست کنند، این را می‌فهمیم اما نه، ما چرا کوتاه بیاییم؟ ما فقط بر اساس مبنای مقاومت باید در این جایگاه قرار بگیریم تا آنها ناچار شوند. وقتی در مقابل طالبان سر فرو می‌آورند، در مقابل کشوری مثل ایران به‌طریق اولی باید این کار را بکنند. ما امیدواریم انشاء‌الله با مقاومتی که ملت ایران و نظام اسلامی و رهبر معظم انقلاب و دولت و همه و همه به آن باور دارند، باید آمریکا را پایین بکشیم.

یمن یک کشور فقیر است و عربستان سعودی به همراهی امارات با پشتیبانی آمریکا، در زمانی کوتاه یمن را نابود کنند. امروز پس از چهار سال، این کشور به‌ظاهر ناتوان به نظر آنان، اماراتی‌ها ناچار شدند کنار بکشند از این معرکه و نیروهای خود را خارج کنند و عربستان سعودی هم به‌زودی ناچار به مذاکره با یمنی‌ها خواهد شد و به‌شکلی از صحنه خارج خواهد شد.

امیدواریم که خدای متعال که به قول قرآن؛

إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ(فجر/14):

خدای تو البته در کمینگاه (ستمکاران) است.

خدا در کمین ظالمان است. انشاء‌الله خداوند ظالمان را نابود کند و مظلومین را از این بساطی که ابرقدرت‌ها درست کردند، نجات دهد.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.

 

امام جمعه گرگان با بیان اینکه آمریکا ام‎الفساد است و تمام بدبختی‎های دنیا زیر سر آمریکا است، گفت: آمریکا در بستر تحریم حتی مانع ورود دارو به ایران شده است.

آیت‎الله سیدکاظم نورمفیدی ظهر امروز در خطبه‎های عبادی سیاسی نماز جمعه گرگان اظهار کرد: آمریکایی‎ها کارهای بی‎حساب و کتاب بسیاری را انجام دادند، اخیراً وزیر امور خارجه کشورمان را تحریم کردند و جالب آن است که بسیاری از کشورها حتی اروپایی‎ها با این اقدام مخالفت کردند و این برخلاف تمام ضوابط بین‎المللی است چراکه  یک کشور و دولت رسمی را نمی‎توان تحریم کرد.

وی به تغییر رویکرد کشورهای منطقه در مسائل منطقه‎ای اشاره کرد و افزود: در گذشته موضع‎گیری این کشورها در مقابل ایران و کشورهای منطقه طور دیگری بود اما اخیراً رویکرد آنها تغییر کرده است، این کشورها در گذشته تصور می‎کردند، می‎توانند امنیت خود را با پول بخرند لذا آمریکا از عربستان‎سعودی پول می‎گرفت تا بگوید ما امنیت شما را حفظ می‎کنیم.

امام جمعه گرگان تصریح کرد: تحولات اخیر منطقه اعم از ساقط کردن پهباد آمریکایی، توقیف نفتکش انگلیسی و ... توسط ایران موجب شد کشورهای حوزه خلیج فارس اعم از امارات و عربستان سعودی به این مسأله پی بردند که آمریکایی ها امنیت خود را هم نمی توانند حفظ کنند حال چطور می توانند امنیت ما را در منطقه حفظ کنند.

آیت الله نورمفیدی با اشاره به اینکه آمریکا نتوانسته سیاست‎های خود را در منطقه پیاده کند، ابراز کرد: آمریکایی‎ها اعتراف کردند که هفت تریلیون دلار در منطقه خرج کردند اما به جایی نرسیدند، از طرفی کاهش نیروهای آمریکایی در عراق و افغانستان و سوریه نشان می‎دهد سیاست‎های آمریکا در منطقه شکست خورده و به جایی نرسیده است.

وی گفت: امیدواریم کشورهای حوزه خلیج فارس به این مهم پی ببرند که امنیت منطقه توسط کشورهای این منطقه تأمین می‎شود.

 

*مردم ایران هیچ اعتمادی به آمریکا ندارند

 

امام جمعه گرگان متذکر شد: وزیر امور خارجه آمریکا اخیراً اعلام کرده که «وزیر امور خارجه ایران در آمریکا با مردم این کشور صحبت می‎کند چرا من نتوانم با مردم ایران صحبت کنم» که این گفته ممکن است برای برخی فریبنده باشد اما ما به وزیر امور خارجه آمریکا می‎گوییم قبل از آنکه به ایران بیایید به پرسش‎های ما پاسخ بدهید که به شما چه ارتباطی دارد در خاک هزاران کیلومتر از کشور خود دخالت می‎کنید و عامل آشوب می‎شوید، مگر شما چه کاره‎اید که نیروهای نظامی خود را به تمام دنیا اعزام می‎کنید؟

آیت الله نورمفیدی اضافه کرد: آمریکا سال‎ها از دیکتاتوری نظام شاهنشاهی دفاع کرده و کودتای مرداد را در ایران راه‎اندازی کرد و شاه را دوباره به کشور بازگرداند که در برابر همه این اقدامات باید پاسخگو باشد.

وی با تأکید بر اینکه بهتر است آمریکا پاسخ بدهد که چه کسی از تروریست‎هایی که عامل ترور 17 هزار شهید شدند حمایت کرد و یا در دوران دفاع مقدس چه کسی از صدام پشتیبانی کرده است، گفت: مردم ایران آمریکا را می‎شناسند و نه تنها مردم ایران که سراسر دنیا هیچ اعتمادی به این کشور ندارند.

 

*تمام بدبختیهای دنیا زیر سر آمریکاست

 

امام جمعه گرگان با بیان اینکه آمریکا ام‎الفساد است و تمام بدبختی‎های دنیا زیر سر آمریکا است، بیان کرد: آمریکا در بستر تحریم حتی مانع ورود دارو به ایران شده است.

 

آیت الله نورمفیدی تأکید کرد: ملت ایران نباید فریب شعارهای فریبنده آمریکایی‎ها را بخورند، آنها انسان نیستند در حالی که در برجام با آمریکا مذاکره کردیم ترامپ زیر تمام تعهدات زد و از آن خارج شد.

وی در بخش دیگر از سخنانش با تسلیت شهادت امام جواد(ع) یادآور شد: معتصم عباسی امام جواد (ع) را در سن 25 سالگی و در سال 220 هجری قمری به وسیله خوراندن سهم به دست ام الفضل همسر این امام همام به شهادت رساند.

امام جمعه گرگان تصریح کرد: امام جواد (ع) در دوران کودکی به امامت رسیده بود و اینکه یک کودک امام و رهبر یک امت بود موجب تعجب بسیاری از افراد شده بود طوری که این مساله حتی شیعیان را به تردید انداخت.

آیت الله نورمفیدی تصریح کرد: مامون برنامه‎ها و جلسات مختلف علمی را با حضور علما، بزرگان فرق مختلف، فقها و متکلمان برگزار می‎کرد تا از طریق این جلسات و پرسش و پاسخ‎های علمی نشان دهد شیعه اصل و اساسی ندارد که یک کودک را امام خود قرار داده اما برخلاف سیاست مأمون تمامی این جلسات به نفع امام جواد تمام می‎شد و حاضران این جلسات از سطح بالای علمی امام جواد(ع) متحیر می‎ماندند.

وی بیان کرد: این جلسات مأمون موجب شد که شک و تردید شیعیان در سپردن امامت به یک کودک برطرف شود و در نهایت حاکمان ظلم و جور نتوانستند امام جواد را تحمل کنند چراکه راه و روش آنها با امامان شیعه متفاوت بود.

امام جمعه گرگان ادامه داد: حاکمان ظلم آن موقع اسلامی را مطرح می‎کردند و به نام اسلام دست به اقدامات بسیاری می‎زدند اما اسلام راستین توسط خاندان پیامبر (ص) و فرزندان علی (ع) اشاعه و ترویج می‎شد لذا امامان ما را زندانی و به شهادت می‎رساندند.

 

*خوشبختی واقعی در گرو محبت، معرف و شناخت است

 

آیت الله نورمفیدی با اشاره به سالروز ازدواج حضرت امیرالمونین (ع) و حضرت زهرا (س) خاطرنشان کرد: این ازدواج ساده و بی‎آلایش برگزار شد و خانه‎ای که در آن زندگی می‎کردند کوچک بود اما به عظمت همه عالم بزرگ بود و فرزندانی که در دامن این خانواده تربیت شدند الگوی همه انسان‎ها و الگوی آدمیت، بشریت و تکامل انسان هستند.

وی گفت: ازدواج امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) در عین سادگی بر اساس عشق، علاقه و شناخت بود.

امام جمعه گرگان با بیان اینکه نباید ازدواج به خاطر پول، زیبایی و مقام باشد، توضیح داد: به جوانان توصیه می‎کنم در ازدواج زیبایی و ثروت و مقام را ملاک قرار ندهند چراکه این شاخصه‎ها خوشبختی نمی‎آورد بلکه عشق، محبت، معرفت، شناخت و هماهنگی بوجود آورنده زندگی خوب است و در دامن این زندگی‎ها فرزندان خوب تربیت می‎شوند.