• آیت الله سید کاظم نورمفیدی امام جمعه گرگان و نماینده ولی‎فقیه در استان گلستان معتقد است آیت الله هاشمی رفسنجانی به رأی مردم نه به خاطر انتخاب شدن خودش بلکه به خاطر گسترش مردم سالاری اعتقاد داشت. آیت الله نورمفیدی معتقد است که به هاشمی رفسنجانی جفا شد . ایشان البته به این موضوع هم تأکید می کند امام که تنها نمی‎توانست همه مشکلات را حل کند ، همراهی افرادی همانند آیت الله هاشمی کلید رفع مشکلات بود . در ادامه مشروح این گفت و گو را با ویژه نامه نخستین کنگره بزرگداشت آیت الله هاشمی رفسنجانی  را می‎خوانید :

 

  • از سابقه آشنایی خودتان با آیت الله هاشمی رفسنجانی لطفا کمی توضیح دهید .

 

من حدودأ 12 یا 13 سالم بود که تازه طلبه شده بودم و همراه یکی از برادران آقای هاشمی سفری به قم داشتم. شب در مدرسه حجتیه مهمان برادر ایشان بودیم ، البته آن زمان ایشان نبودند و گویا حوزه تعطیل بود . نخستین بار من با اسم آقای هاشمی آنجا آشنا شدم . ایشان از دوستان نزدیک یکی از بستگان ما بود و بعد هم که برای ادامه تحصیل از مشهد به قم رفتم ، با ایشان در یک ارتباط دوستانه قرار گرفتم و نسبت آشنایی بیشتری با ایشان پیدا کردم . آن موقع هنوز بحث نهضت و انقلاب مطرح نبود، ولی نام آقای هاشمی به عنوان یکی از فضلای قم مطرح بود و یادم هست که مدرسه فیضیه که ما جوان بودیم ، ایشان عصرها در مدرسه با آیت الله ربانی املشی مباحثه می کرد . بخاطر دارم که مجله‎ای در قم منتشر می شد و معروف بود که این نشریه از جانب آقای شریعتمداری حمایت می شد . البته مجله وزینی بود و راجع به مسائل اسلامی بحث می کرد . همان موقع آقای هاشمی با برخی دوستان دیگر همچون شهید باهنر مجله مکتب تشیع را تأسیس کردند . آن موقع نیز معروف شده بود که این مجله از ناحیه عزیزانی تأسیس شده است که اینها وابسته به حضرت امام (ره) هستند . آقای هاشمی در حوزه حتی قبل از شروع نهضت امام (ره) اینگونه نامش مطرح می شد که جزء شاگردان امام و وابستگان حضرت امام (ره) تا اینکه نهضت حضرت امام شروع شد . در اوایل شروع نهضت نمی گویم همه شاگردان و یا حتی اکثر شاگردان بلکه بخشی از شاگردان امام (ره) وارد نهضت شدند و آقای هاشمی از آن استوانه‎های نهضت و همراه با امام بود و لذا بیشترین زندان و شکنجه را داشت . امام در عین حال در تمام این زمان ها با همه مشکلاتی که برای او پیش می آمد ، راه امام و نهضت اسلامی را هیچ وقت رها نکرد . به همین دلیل ثابت قدم بودن و استوار بودن مورد علاقه حضرت امام (ره) قرار داشت و امام هم شدیدأ به هاشمی علاقمند بود .

هاشمی رفسنجانی از نظر شخصیتی هم همان موقع ها با اغلب طلاب فرق می کرد . شاهد بر این قضیه اقدامات ایشان نظیر همان کتابی است که در مورد انقلاب فلسطین ترجمه کرد . شخصیت یک تفکر اسلام فردی نداشت . تنها این نبود که اسلام دینی است که وظایف فردی و تکالیف فردی انسان ها را مشخص می کند و بیشتر وظایف عبادی دارد ، بلکه اصولا نگاهش به اسلام یک نگاه سیاسی اجتماعی هم بود . این نکته مهمی است که حدود بیش از 50 سال پیش و در شرایط آن زمان حوزه های علمیه ، نگاه یک طلبه به اسلام علاوه بر وظایف فردی ، وظایف سیاسی و اجتماعی هم بود . در آن دوران شخصیت ها کمی اینگونه می نگریستند . طبیعی بود شخصی که نگاهش به مسائل اسلامی به این شگل است ، از نخستین کسانی باشد که وارد نهضت امام (ره) بشود آن هم با یک نگاه اصولی و مبنایی و نه مقطعی . مبنای نگاهش هم اسلام بود . هاشمی رفسنجانی در همه این زمان ها محکم و استوار در خط امام و انقلاب ایستاد .

 

  • هاشمی رفسنجانی از همان ابتدای پیروزی انقلاب از افراد بسیار تأثیرگذار نظام جمهوری اسلامی بود . فکر میکنید که اقدامات او چقدر به پیشرفت کشور و حل مشکلات انقلاب اسلامی کمک کرد ؟

 

اوایل انقلاب که ما هر روز یک مشکل داشتیم ، تمام دغدغه انقلابیون اصلی این بود که این مشکلات را حل کنند . به خاطر دارم در آن اوایل ، درگیری‎هایی در این منطقه ( استان گلستان ) اتفاق افتاد که خیلی ها کشته شدند . یک روز رفته بودم به گنبد دیدم که تمام مغازه ها بسته و خیابان ها سنگربندی شده است . وقتی تماس گرفتم با آقای هاشمی و شرایط را را توضیح دادم و پرسیدم که ما چه کاری برای حل مشکلات انجام دهیم ؟ ایشان جمله ای گفت که من دیگر سکوت کردم و پیگیری نکردم . ایشان گفت هرچه خودتان مصلحت می دانید انجام دهید . من دریافتم که معنی این جمله این است که اینقدر مشکل در مملکت داریم که باید حالا خودتان تصمیمی در این باره بگیرید .

 در آن روزها برخورد با مشکلات و حل مشکلات به نظرم به انقلاب خیلی کمک کرد . اگر مشکلات را نمیتوانستیم حل کنیم و در آن عاجز می ماندیم ، معلوم نبود انقلاب وضعش به کجا می رسید . وجود نازنین امام (ره) و همراهانی که امام (ره) داشت ، باعث حل مشکلات شد .

جدای از شهید بهشتی و شهید مطهری که جای خود را دارند ، به نظر من از مهمترین همراهان حضرت امام (ره) یکی مقام معظم رهبری و یکی هم آیت الله هاشمی رفسنجانی بودند . سابقه دوستی این دو بزرگوار هم به سال ها قبل از انقلاب باز می گردد .

وجود حضرت امام (ره) که خیلی مهم بود اما امام که تنها نمی‎توانست همه مشکلات را حل کند . پیغمبر هم به تنهایی کاری از پیش نبرد . بالاخره همراهان اینچنینی که هم در میان جامعه جایگاهی داشتند و هم در میان حوزه های علمیه شخصیت های برجسته ای شناخته می شدند ، در حل مشکلات بسیار مؤثر بودند .

 

 

  • آیت الله هاشمی رفسنجانی در بین انقلابیون و شخصیت های مهم سیاسی کشور از معدود افرادی است که خود را همواره در معرض رأی مردم قرار داده است ، به نظر شما آیا این اقدام ایشان به خاطر اعتقاد به نقش مردم در امر حکومت است ؟

 

به نظر من هاشمی رفسنجانی به مسأله آزادی و رأی مردم اعتقاد داشت. گاهی ما رأی مردم را به خاطر اینکه من انتخاب شوم ، نگاه می کنیم اما گاهی برای رأی مردم یک جایگاه حتی شرعی قائل هستیم ولو اینکه خود ما رأی نیاوریم. در واقع نیت این است که مردم سالاری که تعبیر مقام معظم رهبری هم هست ، پا بگیرد و دوام یابد . آقای هاشمی از آنهایی بود که رای مردم را برای اینکه خودش انتخاب شود ، نمی‎خواست ، بلکه رأی مردم را برای این می خواست که مردم سالاری در این کشور نهادینه شود ولو اینکه رأی هم نیاورد .

 

  • عده ای تلاش می کردند که علیه هاشمی رفسنجانی تبلیغ کرده و اینگونه القا کنند که بین ایشان و مقام معظم رهبری اختلاف وجود دارد . نظر شما در این باره چیست . علت این تلاش ها چه بود ؟

 

به نظر عده ای از روی بی انصافی و نگاه های متفاوتی که داشتند چنین تلاش‎هایی را می کردند . برخی با نگاه های آقای هاشمی همراه نبودند . از جمله با همین نگاه آیت الله هاشمی رفسنجانی به رأی مردم مخالف بودند . برخی بودند که فکر میکردند که مردم جایگاه مهمی ندارند و تنها برای اینکه در مقابل دنیا بهانه ای نباشد به رأی مردم رجوع می کردند والا نظرشان این بود که رأی مردم چیست ؟

آقای هاشمی دارای مبانی فکری بود . برداشتش از اسلام و دین بر اساس مبانی بود که برخی با او مخالف بودند . بالاخره نظراتی داشت . آنهایی که این مواضع را علیه او می گرفتند ، اینها از نظر مبنایی با آقای هاشمی مخالف بودند .با نگاه های او در مسائل اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی مخالف بودند .

اما این موضوع که با رهبری اختلاف داشتند ، درست نیست . برای اینکه ایشان بارها در مجلس خبرگان در زمانی که رئیس مجلس بود ، در حالی که این شایعات هم مطرح می شد ، صریحأ می‎گفت که من عاشق رهبری هستم . من به خاطر دارم بعد از ارتحال حضرت امام (ره) روزی را که بحث انتخاب رهبری بود ، اول طبق قانون اساسی شورای رهبری مطرح شد که رأی نیاورد بعد رسید به اینکه شخصی انتخاب شود . آن روز برخی آقایان خبرگان ، نام افرادی را به عنوان رهبری مطرح می کردند ، ولی آقای هاشمی آمد وسط و مطلبی را نقل کرد و گفت که ما در محضر امام بودیم و من خدمت امام (ره) عرض کردم که با توجه به جریانی که درباره آقای منتظری پیش آمده ، ما بعدا برای رهبری به مشکل بر میخوریم ، امام فرمودند که نه همین آقای خامنه ای هست .

به اعتقاد من ممکن است که اختلاف نظر باشد که اختلاف نظر هم نه ممنوع شرعی و نه ممنوع قانونی است . اگر ولی فقیه یک نظر حاکمیتی داشته باشد که همه باید تبعیت کنیم اما مقام معظم رهبری هم با اختلاف سلیقه و نظر مخالف نیستند .

بالاخره باید گفت که آیت الله هاشمی تحمل زیادی داشت . استقامت ایشان مثال زدنی است . شرح صدر ، صلابت ، ایستادگی و مقاومت زیاد در راه اسلام و انقلاب از مهمترین ویژگی های ایشان بود . یکی از مهمترین امتیازات آقای هاشمی این بود که می توانست همه را بر اساس توانمندی ها و نه بر اساس گرایش های سیاسی به میدان بیاورید و این نیاز ضروری ماست . اگر نگاه ما این چنین باشد به نفع ما و کشور ماست . ما هم عقیده داریم که به آقای هاشمی جفا شد و حق آقای هاشمی این نبود که در این دوران ها پیش آمد . بالاخره شخصیت برجسته ای برای انقلاب بود . ان‏شاءالله خداوند متعال پاداش زحمات دلسوزانه او را بدهد .

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید