مقدمه: عاشورا با این‌که یک نهضت اسلامی و دینی بوده اما در عمقش انسانی است. برای همین است وقتی کسی کلام سیدالشهدا (ع) و پیام او را بشنود ولو مسلمان هم نباشد، انسان باشد، این پیام برای او بوی آشنا دارد.

خطبه اول:

آیت الله نورمفیدی در ابتدای خطبه اول، حدیثی از امام صادق (ع) را به نقل از شیخ طوسی از  تهذیب الاحکام و مصباح المجتهد قرائت کرد:

فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ‏ مُهْجَتَهُ‏ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ:

او نیز در دعوت مردم جای عذر و بهانه‌ای (برای کسی) نگذارد و بی‌دریغ خیرخواهی کرد و جان خود را در راه تو داد تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانی و سرگردانی (در وادی) گمراهی.

فردا روز بیستم ماه صفر، روز اربعین اباعبدالله (ع) است. روز بسیار بزرگی است که در روایتی از امام عسکری (ع) وارد شده است که یکی از نشانه‌های مؤمن، زیارت اربعین است. اگر انسان توفیق پیدا کند از نزدیک و اگر توفیق نیافت از راه دور امام حسین (ع) را زیارت کند. حادثه عاشورا، حادثه بسیار عجیبی از جنبه‌های مختلف در تاریخ است. بنی‌امیه، این سلسله منحوسه، در حادثه عاشورا بنا داشتند که شجره طیبه اهل‌البیت را از بیخ و بن برکنند و چیزی باقی نگذارند. این تعبیر حضرت امام (رض) بود. بنایشان بر این بود والا در کدام جنگ و در کجای دنیا طفل شیرخوار را می‌کشند؟ پس بنایشان بر قطع این شجره طیبه بود. اما آیا توانستند این شجره طیبه را قطع کنند؟ قرآن می‌گوید نه! اگر تمام ظالمان عالم هم دست به دست هم بدهند نمی‌توانند این کار را بکنند. چرا که حق مثل آب می‌ماند و باطل مانند کف روی آب است مدتی روی آب می‌آید جلوه می‌کند و خودی نشان می‌دهد و از بین می‌رود اما آب که نافع است همیشه می‌ماند. هیچ‌کس نمی‌تواند این کار را بکند، اذیت می‌کنند، ضربه می‌زنند اما نمی‌توانند حق را خاموش کنند. زینب کبری (س)، عقیله بنی‌هاشم وقتی وارد شام شد، در مجلس یزید، سخنرانی شیوایی کرد. به نظر من همه باید سخنرانی حضرت زینب (س) در مجلس یزید را باید مطالعه کنند تا زینب شناس شوند. ما زینب (س) را خوب نشناختیم، برایش خیلی گریه کردیم اما خوب او را نشناختیم. این خطبه معرف بسیار خوبی برای شخصیت زینب کبری (س) است. خیلی مفصل است و من فقط می‌خواهم یک جمله از این خطبه را برای شما بخوانم. ببینید خطاب به یزید می‌گوید، یزیدی که فکر می‌کرد همه چیز حل شده است و هر که با حسین (ع) بوده کشته شده است و اینها که مانده‌اند را هم در بیابان‌ها می‌گردانیم تا همه ببینند که چه کسی پیروز شده است. در چنین مجلسی حضرت زینب (س) فرمود:

فَكِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ وَ نَاصِبْ جُهْدَكَ فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا وَ لَا تُمِيتُ وَحْيَنَاوَ لَا تُدْرِكُ أَمَدَنَا وَ لَا تَرْحَضُ عَنْكَ عَارَهَا وَ هَلْ رَأْيُكَ إِلَّا فَنَدٌ وَ أَيَّامُكَ إِلَّا عَدَدٌ وَ جَمْعُكَ إِلَّا بَدَدٌ يَوْمَ يُنَادِي الْمُنَادِي أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ فَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ الَّذِي خَتَمَ لِأَوَّلِنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ وَ لِآخِرِنَا بِالشَّهَادَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ نَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يُكْمِلَ لَهُمُ الثَّوَابَ وَ يُوجِبَ لَهُمُ الْمَزِيدَ وَ يُحْسِنَ عَلَيْنَا الْخِلَافَةَ إِنَّهُ رَحِيمٌ وَدُودٌ وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ:

هر کید و مکر، و هر سعی و تلاش که داری به کار بند، سوگند به خدای که هرگز نمی‌توانی، یاد و نام ما را محو و وحی ما را بمیرانی، چه دوران ما را درک نکرده، این عار و ننگ از تو زدوده نگردد. آیا جز این است که رأی تو سست است و باطل، و روزگارت محدود و اندک، و جمعیت تو پراکنده گردد، آری، آن روز که ندا رسد: أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ. پس حمد مر خدای راست که برای اوّل ما سعادت و مغفرت، و برای آخر ما شهادت و رحمت مقرر فرمود. از خدا مسئلت می‌کنیم ثواب آنان را تکمیل فرموده و موجبات فزونی آن را فراهم آورد، و خلافت را بر ما نیکو گرداند، چه او رحیم و ودود است، خدای ما را بس است چه نیکو وکیلی است.

نه تو، هیچ‌کس نمی‌تواند یاد ما را از دل‌ها و خاطره‌ها بیرون بکنی. تو مگر می‌توانی وحی خدا را که بر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام نازل شده و بر بشریت ابلاغ شده بمیرانی. یزید گفته بود:

لعبت هاشم بالملک فلا            خبر جاء و لا وحى نزل:

هاشمیان با حکومت بازى مى‌کردند، نه خبرى (از آسمان غیب) آمده و نه وحى نازل‌ شده است.

اینجا دارد زینب (س) جواب یزید را می‌دهد. تو مگر می‌توانی وحی‌ای را که در خانه ما نازل شده از بین ببری؟ تو نمی‌توانی همه آنچه را که مربوط به ماست؛ زمان‌هایی که در اختیار ما قرار خواهد گرفت را از ما بدزدی. این خواری را که بر پیکره خود وارد کردید با شهادت سیدالشهدا، هیچ‌وقت شسته و پاک نمی‌شود. جان عالم به فدایت یا زینب کبری (س) چه نیکو به یزیدی نهیب زدی که خواری‌ای که بر دامن شما نشست را نمی‌توانید بشویید و از بین ببرید. آن روزی که همه در پیش داریم و آنجا منادی حق ندا می‌دهد، الا لعنه‌الله علی الظالمین. این بخشی از سخنرانی حضرت زینب (س) است. آنها می‌خواستند همه‌چیز را نابود کنند اما زینب (س) آنجا به آنها جواب داد که این کار تو نیست که هیچ؛ اگر تمام ظالمان عالم جمع شوند باز هم نمی‌توانند یاد حسین (ع) و یارانش را از میان ببرند. امروز تحقق این کلام حضرت زینب (س) بیش از هر زمان خود را نشان می‌دهد؛ آنها قصد کردند این شجره طیبه خاندان پیامبر (ص) را نیست و نابود کنند اما از خودشان چیزی باقی نماند؛ آنچه باقی مانده یک جلوه‌اش را در عراق و در این ایام اربعین مشاهده می‌کنیم. این چه جمعیتی است. آدم وقتی می‌بیند تعجب می‌کند، با پای برهنه، پیرمرد و پیرزن با قد خمیده؛ اصلاً نه فقط مسلمانان و شیعیان، کسانی که رابطه انسانی با سیدالشهدا دارند. اصلاً عاشورا و پیام ابی‌عبدالله (ع) درست است که یک نهضت اسلامی و دینی بوده اما در عمقش انسانی است. یعنی وقتی کلام سیدالشهدا (ع) و پیام او را بشنود ولو مسلمان هم نباشد، انسان باشد، این پیام برای او بوی آشنا دارد. مسیحی باشد یا یهودی یا زرتشتی؛ برای اینکه عدالت فقط از آن مسلمانان یا شیعیان نیست، بلکه عدالت یک امر انسانی است، همه انسان‌ها به عدالت، ضدیت با ظلم، انصاف، حق‌طلبی، کرامت انسان و ... مایل هستند. این شعارهای عاشورا بوده است و اختصاص به اسلام ندارد. تعجب نکنید، در این حرکت میلیونی اربعین، مسیحیان و دیگر غیرمسلمانان شرکت می‌کنند، اینها فقط برای تماشا می‌آیند؟ تماشا را از طریق تلویزیون هم می‌توانند ببینند. می‌آیند در سیل این جمعیت تا از نزدیک شاهد عظمت و شکوه این حرکت شوند. بنابرین بنی‌امیه دنبال این بودند که با عاشورا و کربلا همه چیز را از بین ببرند و نابود کنند اما زینب (س) در مقابل قدرت حاکم ایستاد و گفت؛ این کار تو نیست، کار هیچ‌کس دیگر هم نیست که وحی خدا را از بین ببرد. برای این‌که حق مثل آب می‌ماند و باطل مثل کف آب می‌ماند؛ کف نمی‌ماند اما آب می‌ماند. فردا روز اربعین است، زیارت امام حسین (ع). امام عسکری (ع) فرمودند، از نشانه‌های مؤمن زیارت اربعین است. آن پیرمرد یعنی جابر بن عبدالله انصاری که چشمش نیز نابینا شده بود، از مدینه حرکت کرد. شخصیتی مثل سید بن طاووس که درباره اربعین مطالبی را نوشته است، روایت می‌کند، جابر آمد به سمت عراق و ظاهراً وارد کوفه شد و میهمان عطیه عوفی شد و با عطیه عوفی به سمت کربلا حرکت می‌کند. از اینجا به بعد را عطیه نقل می‌کند. وارد کربلا شدیم، گفت مرا به سمت شریعه فرات ببر، می‌خواهم به زیارت مولایم حسین (ع) بروم باید غسل کنم. غسل کرد و لباس مرتب پوشید و خود را معطر کرد و گفت دستم را بگیر و مرا به سمت قبر ببر، حرکت کردیم گام‌هایش را خیلی آهسته برمی‌داشت. چرا که این گام‌ها در راه زیارت حضرت ابی‌عبدالله (ع) هرچه بیش‌تر شود ثوابش بیشتر است و مرتب ذکر می‌گفت. نزدیک قبر که شدیم به او اعلام کردم. گفت؛ دستم را بگذار بر روی تربت پاک ابی‌عبدالله (ع). چه شانسی داشت جابر که تربت ابی‌عبدالله را بی‌واسطه لمس کرد. دست جابر را بر تربت امام حسین (ع) گذاشتم. تا دستش به تربت رسید، ناگهان فریادی زد و غش کرد و افتاد. این زائر واقعی است.

مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ عليه السلام عَارِفاً بِحَقِّهِ وجب له الجنه:

کسی که قبر حسین (ع) را زیارت کند در حالی‌که آنچنان که حق شناخت اوست او را بشناسد، بهشت بر او واجب می‌گردد.

وقتی آدم زیارت می‌رود باید بداند به زیارت چه کسی رفته است و کجا و برای چه آمده است. جابر از حال رفت، عطیه آب آورد و بر چهره‌اش پاشید، وقتی به‌هوش آمد سه مرتبه از صمیم قلب فریاد زد «یا حسین (ع)» آقایش را صدا کرد. جوابی که نشنید بعد یک جمله گفت: حبیب لایجیب حبیبه؛ آقا دوستت آمده است به زیارتت چرا جواب نمی‌دهی؟! خودش جواب خودش را داد؛ گفت؛ چگونه جواب بدهی که بین سر و بدن تو جدایی انداخته‌اند. سر در میان شهرها و دیارها گردش داده شده و بدن هم در کربلا دفن شده است. زیارتش را کرد و با امام حسین (ع) اظهار ارادت کرد، اظهار علاقه کرد. چون دیگر مرگ و حیات برای این بزرگواران معنا ندارد. مانند این‌که امام حسین (ع) را می‌بیند، شروع کرد با سیدالشهدا حرف زدن. چه دامنی که تو در آن دامن پرورش یافتی؛ چه پدر و چه مادری؛ من خودم دیدم که رسول خدا لب‌های تو را می‌بوسید، تو را تغذیه می‌کرد. و بعد نگاهش را برگرداند به سمت قبور شهدا و آنجا هم به همه شهدا سلام کرد و بعد به من گفت که عطیه! ما هم با اینها، شهدایی که اینجا آرمیده‌اند، شریکیم. گفتم این‌ها این‌همه تلاش کردند و زحمت کشیدند و جان باختند، ما که کاری نکردیم، چگونه ما با این‌ها شریکیم؟ فرمود؛ عطیه از حبیبم رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود؛ کسانی که یک قومی را دوست می‌دارند، اهداف آنها را قبول دارند، پیامبر خدا (ص) فرمود؛ جمعیتی که یک قومی را دوست دارند، کارهای آنها را از صمیم قلب قبول دارند، راه و هدف آنها را قبول دارند، خداوند متعال همان ثوابی را که به آنها داده است، به آن کسانی که امام حسین (ع) را یاری دادند، خداوند به کسانی که آنها را دوست می‌دارند هم عطا می‌کند. باز هم نقل شده است که در این سفر بوده یا نبوده، صدای کاروان اسرایی که از شام برگشته بودند به گوش می‌رسد. خبر می‌رسد به جابر که جابر چه نشسته‌ای که امام زین‌العابدین (ع) و زینب (س) وارد کربلا شده‌اند. با هم ملاقاتی می‌کنند، حال به چه نحو و شکلی بوده است. سه روز آنجا اقامه عزا کردند. امام زین‌العابدین (ع) و زینب (س) روضه می‌خواندند و از اطراف و اکناف هم آمده بودند و با گریه‌ها و روضه‌خوانی‌های زینب (س) و امام زین‌العابدین، اقامه عزا کردند. انشاء‌الله امیدوارم خداوند متعال به همه ما توفیق دهد، جزء عزادارن واقعی سیدالشهداء باشیم.

اوصیکم و نفسی عبادالله بتقوی

خودم و همه شما را به تقوای الهی توصیه می‌کنم.

إنّ أحسَنُ الحَديثِ و أبلَغُ المَوعِظَةِ کلام الله العزیز الحکیم.

خطبه دوم:

آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم نماز جمعه گفت:

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب‌العالمین، أُثْنِی عَلَی اللَهِ أَحْسَنَ الثَّنَآءِ. وَأَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّآءِ والضَّرَّآءِ. اللَهُمَّ إنِّی أَحْمَدُک عَلَی أَنْ أَکرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّه وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْءَانَ؛ وَفَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ، وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَةً وَلَمْ تَجْعَلنا مِنَ الْمُشْرِکِینَ و الصلاه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد صلي الله عليه و آله. علي اهل بیته الطيبين الطاهرين، سیّما بقیّةاللّه و امام العصر عجل الله تعالی فرجه شریف:

به نام خداوند بخشنده مهربان، ستایش شایسته پروردگار جهانیان است. خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه مقابل نعمت‌هایش سپاس‌گزارم. خدایا! تو را مى‌ستایم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشیدى و قرآن را به ما آموختى و به دین و آیین‌مان آشنا ساختى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بین) و قلب (روشن) عطا فرموده‌اى و از گروه مشرک و خدانشناس قرار ندادى. و سلام و تحیت بر سرور و رسول ما محمد (ص) و خاندانش و بر اهل بیت پاک و پاکیزه‌اش. به‌ویژه بقیه‌الله و امام زمان که خداوند متعال ظهورش را نزدیک بگرداند.

در هفته‌ای که گذشت، دو اتفاق افتاد که موجب خوشحالی همه علاقه‌مندان نظام مقدس اسلامی شد؛ یکی این جت آموزشی که نیروهای مسلح ما ساختند که تمام خصوصیاتش هم داخلی بوده است؛ از موتور تا همه آنچه که این جت نیاز داشته است. همه آن کار متخصصین داخلی خودمان بوده است. جت آموزشی است، منتها نسبتاً خیلی پیشرفته است و تا 39 هزار پا می‌تواند ارتفاع بگیرد یعنی 12 کیلومتر می‌تواند بالا رود. سرعتش اندازه سرعت صوت است و در عین‌حال، با این‌که معمولاً هواپیماها هنگام فرود باند به‌اندازه دو،سه کیلومتر باشد اما این جت در باندی که 700 متر باشد می‌تواند فرود بیاید. این خبری بود که هفته قبل اعلام شد و موجب حیرت جهانیان هم شد. ایرانی که در تحت این‌همه تحریم‌هاست و اینهمه مشکلات برایش ایجاد کردند، در عین‌حال دارد از درون خود را می‌سازد. خلبانی که این جت را هدایت کرده بود، وقتی بر زمین نشست گفت؛ من بدون هیچ ترس و اضطرابی این جت را هدایت کردم و چقدر هم باعث غرور و افتخار شده بود که بالأخره ایران بدون هیچ کمکی از بیرون موفق به ساخت چنین هواپیمایی شده است. شنیدن این خبر و امثال این خبرها و پیشرفت‌هایی که کشور عزیزمان دارد به آن دست می‌یابد موجب خوشحالی است. درست است که ما مشکلات هم داریم که شکی در آن نیست، آن مشکلات هم طبیعی است. برای این است که ما در داخل چنین حرکت‌هایی را آغاز کردیم برای ما این مشکلات را درست می‌کنند. چون ایران توسعه یافته پیشرفته نباید تحقق پیدا کند. این خبر از نظر سازندگی بسیار مهمی بود.

نکته بعدی هم در زمینه مسائل اطلاعاتی است که آن هم بسیار مهم است. حتماً در اخبار شنیدید که رئیس آن شبکه‌ای که علیه ایران تلاش و فعالیت می‌کرد، خراب‌کاری علیه ایران می‌کرده. این آدم در لایه‌های متعدد اطلاعاتی فرانسه قرار داشته است. این نکته خیلی مهمی است از نظر پیشرفت اطلاعات کشور ما. سازمان اطلاعات سپاه، در این لایه‌های امنیتی و اطلاعاتی که پیرامون آن شخص ایجاد کرده بودند و نفوذ در این لایه‌ها کار بسیار مشکلی بوده است. اطلاعات سپاه در این لایه‌ها نفوذ کرده است. خیلی کار مهمی است و بالأخره این شخص پلید را به هر شکلی بوده با وسایل نرم‌افزاری و سخت‌افزاری به تور انداختند و گرفتند. اطلاعات فرانسه که قطعاً با اطلاعات بعضی از کشورهای دیگر در ارتباط بودند و از این شخص استفاده‌ها می‌کردند علیه ایران، بالأخره به تور انداختند و گرفتند و مهم هم این است که این‌که در بیرون از کشور بوده اما سرشاخه‌هایی که در داخل داشته است، یعنی در داخل عده‌ای بودند که جزء عوامل این شخص بودند و خبرها و اطلاعات را به او می‌دادند و او هم علیه ایران اینها را علم می‌کرده و استفاده‌های سوء می‌کرده است. این شبکه‌هایی هم که در داخل بودند و عوامل او بودند، خیلی مهم است که به دام بیفتند که قطعاً به دام خواهند افتادند. اطلاعات بسیار مهمی در اختیار این شخص بوده است. اطلاعات مهمی از نیروهای اطلاعاتی فرانسه، آمریکا و اسرائیل. ایران می‌تواند با گرفتن این شخص به همه این اطلاعات که در اختیار این فرد بوده دست پیدا کند و این در جای خود بسیار می‌تواند به دستگاه امنیتی کشور ما کمک کند. این دو اتفاق برای ما خیلی مهم است؛ اولی در ساخت هواپیما و پیشرفت تکنولوژی هواپیماسازی و دومی در مسائل اطلاعاتی که امروز در دنیا خیلی مهم است. البته این دومین کاری است که اطلاعات سپاه انجام داده است. اولی هم توطئه‌ای بود که بر علیه سردار قاسم سلیمانی طراحی کرده بودند که سپاه خنثی کرد. سردار سلیمانی در ایام عاشورا در روستای زادگاهش در حسینیه‌ای که داشتند، طبق سنت هر ساله اقامه عزا می‌کرده است. عوامل نفوذی و جاسوس‌ها رفته بودند، خانه‌ای را در اطراف آن حسینیه خریده بودند و داشتند کانال می‌زدند تا زیر حسینیه تا آنجا را منفجر کنند تا سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی را به شهادت برسانند. آنجا هم سازمان اطلاعات سپاه بر این قضیه اشراف پیدا کردند و همه آنها را گرفتند و این ماجرا هم برملا شد. لازم می‌دانیم از همه نیروهای عزیز کشورمان، چه آنهایی که در مسیر سازندگی حرکت می‌کنند و چه آنها که در مسیر مسائل اطلاعاتی و امنیتی تلاش می‌کنند، سپاس‌گزار باشیم. امنیت کشور به این است که اشراف اطلاعاتی ما بر مسائل بیرون و درون چقدر باشد. امنیت کشور ما این را اقتضا می‌کند. در مسائل امنیتی هم اینها نشانه این است که نیروهای امنیتی ما، چه سازمان اطلاعاتی سپاه و چه وزارت اطلاعات در این زمینه فعال‌اند تا بتوانند امنیت کشور را در زمینه‌های مختلف حفظ کنند. این که شما در خانه‌هایتان راحت می‌خوابید و با امنیت دارید زندگی می‌کنید در حالی‌که کشورهای اطراف ما همه مبتلا هستند این برای این است که این نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در سراسر کشور با چشمی باز و دلی آگاه مشغول کارند.

إنّ أحسَنُ الحَديثِ و أبلَغُ المَوعِظَةِ کلام الله العزیز الحکیم.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.