مقدمه: ما نمی‌گوییم درِ شبهات علیه دین و اسلام و حتی قرآن بسته شود، هر که هر چه دلش می‌خواهد بگوید این حوزه‌های علمیه و علما هستند که باید برای پاسخ‌گویی به میدان بیایند.

خطبه اول:

آیت الله نورمفیدی، خطبه اول نماز جمعه این هفته را با حدیثی از پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله آغاز کرد:

أفْضَلُ الجِهادِ مَن أصْبَحَ لا يَهُمُّ بظُلْمِ أحدٍ:

برترين جهاد، جهاد كسى است كه صبح خود را با اين نيت آغاز كند كه به احدى ستم روا ندارد.

در آستانه سالروز ارتحال رسول مکرم اسلام (ص) هستیم، هفته آینده 28 ماه صفر، روز رحلت رسول خداست. بهترین مطلبی که می‌توانم به این مناسبت بیان کنم، مطالبی از احادیث خود رسول خداست؛ چند توصیه‌ای است که پیامبر بزرگوار اسلام به شخصیتی چون امیرالمؤمنین (ع) داشتند. قطعاً وقتی امیرالمؤمنین (ع) مورد این سفارش‌ها باشد، همه ما هم مورد این سفارش خواهیم بود. چند مطلبی است که رسول خدا به امیرالمؤمنین (ع) توصیه می‌کند. می‌دانید که در اسلام، جهاد از مهم‌ترین وظایف اسلامی است. یکی از نشانه‌های ایمان، جهاد در راه خداست. این‌که انسان این حساسیت را داشته باشد که در راه خدا قدمی بردارد، حرفی بزند، کاری انجام دهد. جهاد به معنای عام کلمه است. هر کاری که انسان بتواند انجام دهد و به راه خدا کمک کند تا راه خدا تقویت بشود، جهاد کرده است. در حدیثی که اشاره کردم رسول خدا (ص) به امیرالمؤمنین (ع) سفارشی می‌کند که خیلی قابل‌توجه است؛ أفْضَلُ الجِهادِ مَن أصْبَحَ لا يَهُمُّ بظُلْمِ أحدٍ: برترين و با فضیلت‌ترین جهاد در راه خدا این است که وقتی انسان صبح سر از خواب بلند می‌کند به فکر ظلم به کسی نباشد. اگر به همین یک توصیه رسول خدا (ص) همه مسلمانان توجه کنند و این که در مخیله مسلمانان نگنجد که به کسی ظلم نکند، جهان خوبی خواهیم داشت. کلام رسول خداست، معلوم می‌شود که ظلم و ستم به هر نوعش اتفاق بیفتد؛ آدم به کسی بی‌احترامی کند، ظلم است؛ آبروی کسی را ببرد، ظلم است؛ مال کسی را بخورد، ظلم است؛ خدایی‌نکرده خیانتی بکند، ظلم است. همه‌کس می‌توانند هم عادل باشند و هم ظالم، از کوچک‌ترین فرد تا بزرگ‌ترین فرد جامعه، کاسب و بازاری و کشاورز و کارمند و همه و همه. این سفارش رسول خدا را جدی بگیریم:

أفْضَلُ الجِهادِ مَن أصْبَحَ لا يَهُمُّ بظُلْمِ أحدٍ:

برترين جهاد، جهاد كسى است كه صبح خود را با اين نيت آغاز كند كه به احدى ستم روا ندارد.

پیامبر باز فرمودند؛

یا عَلی، مَن خافَ النّاسُ لِسانَهُ فَهُوَ مِن أهلِ النّارِ:

ای علی، کسی که مردم از زبانش بترسند او اهل آتش است.

یا علی! کسی که مردم از زبانش بترسند، دیدید بعضی‌ها را که بددهن و بد زبان‌اند، مردم از آنها به‌خاطر زبانشان می‌ترسند. پیامبر (ص) می‌فرماید این آدم اهل جهنم است.

یا عَلی، شَرُّ النّاسِ مَن أکرَمَهُ النّاسُ إتّقاءَ شَرّهِ:

ای علی، بدترین مردم کسی است که مردم برای حفظ از شرّش او را احترام کنند.

بعضی از آدم‌ها هستند که مردم از شرشان می‌ترسند، آدم‌های بدکینه و بدطینتی هستند و همه‌اش دنبال اذیت مردم‌اند. پیامبر فرمود که بدترین مردم کسانی هستند که مردم از آنها بترسند و احترام کنند چون از شرشان می‌ترسند. متأسفانه در جامعه ما این‌ها هست؛ ما اسماً جامعه اسلامی هستیم. به خدا به قیامت و به قبر همه ما انشاء‌الله اعتقاد داریم اما این دستورات اسلامی بین ما کم‌رنگ شده است.

پیامبر (ص) باز می‌فرماید؛

شَرُّ النّاسِ مَن باعَ آخِرَتَهُ بِدُنیاهُ وَ شَرٌّ مِن ذلِک مَن باعَ آخِرَتَهُ بِدُنیا غَیرِهِ:

ای علی، بدترین مردم کسی است که آخرتش را به دنیایش بفروشد و بدتر از او کسی است که آخرتش را به دنیای دیگران بفروشد.

کسی که آخرتش را فدای دنیایش کند، از آخرت دست بکشد برای رسیدن به دنیا. آخرتش را از دست بدهد برای اینکه به منافع و مقام و پول دنیا برسد. اینها آدم‌های بدی‌اند، پیامبری که رحمه اللعالمین بود و همه چیز را خوب می‌دید، این را می‌گوید. باز می‌فرماید، بدتر از این کسی است که آخرتش را به دنیای دیگران از دست بدهد. برای اینکه دیگران به چیزی برسند، آخرت خودش را تباه کند. برای دیگران، خلاف‌هایی را مرتکب بشود. کسی که آخرتش را به دنیا بدهد بالأخره چیزی در این چند روزه پست دنیا چیزی گیرش می‌آید ولی بدتر از آن کسی است که آخرتش را از دست بدهد برای دنیای دیگران! عبدالله سلام که از یهودی‌های مدینه بوده و بعد مسلمان شده می‌گوید، پیامبر تازه به مدینه آمده بود، من هم شنیدم. کسی هم در کوچه‌ها جار می‌زد که محمد پیامبر خدا آمده است. من هم رفتم وقتی چهره پیامبر را دیدم، دیدم این چهره، چهره دروغ‌گوها نیست. بعد اولین جمله‌ای را که از رسول خدا از مدینه شنیدم این‌ها بود. اول فرمود:

افشوا السّلام: سلام را آشکار کن.

اصلاً سلام می‌دانید یعنی چه؟ سلام علیک، یعنی خاطرت جمع باشد که از من به تو هیچ اذیتی نمی‌رسد. در واقع اعلام امنیت می‌کنیم به کسی که با او سلام می‌کنیم. معنی سلام این است که از جانب من هیچ زیانی به تو نخواهد رسید. مسئله خیلی مهمی است در جامعه‌ای همه افرادش، وقتی به هم می‌رسند این تأمین و امنیت را به یکدیگر بدهند. شاید در فرهنگ‌های دیگر این بار معنوی خیلی بالا را نداشته باشند. مثلاً به‌جای سلام بگویند صبح به‌خیر و ظهر به‌خیر و ... آن هم خیلی خوب است اما خیلی فرق دارد با سلام و معنای سلام. اولین جمله پیامبر این بود:

افشوا السّلام و اطعموا الطّعام و صلوا الارحام و صلّوا باللّيل و النّاس نيام تدخلوا الجنّة بسلام:

سلام فاش دارى و طعام بدهى، و رحم بپيوندى، و به شب نماز كنى در وقتی که مردم خفته‌اند(نماز شب) تا به بهشت روى به سلامت.

به همین اکتفا می‌کنم، می‌خواستم به مناسبت ارتحال رسول خدا (ص)، توصیه‌های از پیامبر خدمت شما داشته باشم. امیدواریم خداوند به همه ما توفیق دهد، بالأخره ما فردا امید شفاعت از رسول خدا را داریم. ریشه شفاعت در دست رسول خداست، سر نخ دست پیامبر است. توصیه‌های پیامبر (ص) را گوش بدهیم و به اندازه توانایی خود عمل کنیم به این توصیه‌ها.در این حالت می‌شود اطمینان داشت که به شفاعت پیامبر (ص) می‌توان رسید. شما گوش به توصیه‌های پیامبر داشته باشید، از آن طرف هم حتماً پیامبر در آخرت شفیع خواهد بود.

خطبه دوم:

آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم نماز جمعه گفت:

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب‌العالمین، أُثْنِی عَلَی اللَهِ أَحْسَنَ الثَّنَآءِ. وَأَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّآءِ والضَّرَّآءِ. اللَهُمَّ إنِّی أَحْمَدُک عَلَی أَنْ أَکرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّه وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْءَانَ؛ وَفَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ، وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَةً وَلَمْ تَجْعَلنا مِنَ الْمُشْرِکِینَ و الصلاه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد صلي الله عليه و آله. علي اهل بیته الطيبين الطاهرين، سیّما بقیّةاللّه و امام العصر عجل الله تعالی فرجه شریف:

به نام خداوند بخشنده مهربان، ستایش شایسته پروردگار جهانیان است. خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه مقابل نعمت‌هایش سپاس‌گزارم. خدایا! تو را مى‌ستایم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشیدى و قرآن را به ما آموختى و به دین و آیین‌مان آشنا ساختى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بین) و قلب (روشن) عطا فرموده‌اى و از گروه مشرک و خدانشناس قرار ندادى. و سلام و تحیت بر سرور و رسول ما محمد (ص) و خاندانش و بر اهل بیت پاک و پاکیزه‌اش. به‌ویژه بقیه‌الله و امام زمان که خداوند متعال ظهورش را نزدیک بگرداند.

هفته آینده سالروز رحلت پیامبر اسلام (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و آخر ماه صفر هم شهادت حضرت ثامن الحجج امام علی بن موسی الرضاست. باز هم به همین مناسبت توصیه‌ای از امام مجتبی (ع) و نکته‌ای از حضرت رضا (ع) برایتان عرض می‌کنم. اینان امامان و پیشوایان و الگوهای ما هستند. ما به بیان قرآن و احادیث متواتری که داریم، وظیفه داریم از آنان پیروی کنیم. نه در تنها گفتن و در برگزاری مراسم بلکه این‌ها باید الگوی زندگی ما باشند. قطعاً از پیامبر بزرگوار اسلام (ص) آنچه رسیده و مانده است، توسط ائمه اطهار ادامه پیدا کرده است. همان مسائل و توصیه‌های اخلاقی و روابط درست اجتماعی داشتند، در سیره و بیان و رفتار ائمه (ع) هم متجلی بوده است. این توصیه‌ها، روش و منش زندگی بوده است از پیامبر تا حضرت ولی عصر (عج). اینکه انسان در مقابل ناملایماتی که ممکن است در جامعه پیش بیاید تحمل داشته باشد و زود از کوره در نرود. با حلم و تحمل ناملایمات را تحمل کند و با بزرگواری از کنار آن بگذرد و تا کسی حرفی زد، به انتقام نایستد. این سیره پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) بوده است. امام مجتبی (ع) غلامی داشت که در منزلش کار می‌کرد. گوسفندی هم در منزل امام مجتبی بود روزی حضرت دید پا یا دست این حیوان را شکستند، سوال کرد چه کسی این‌کار را کرده است. همین غلام گفت: من این کار را کردم. امام گفت: چرا پای این حیوان را شکستی. گفت: برای اینکه شما را اذیت و ناراحت کنم. مثلاً حالت را بگیرم. اینجا اگر ماها بودیم چه می‌کردیم. چه برخوردی می‌کردیم؟ آدم گاهی می‌ماند این‌ها چه شخصیت‌هایی بودند. آدم این‌قدر با کرامت و بزرگوار و باشخصیت. خیلی عجیب است، اصلاً وجود اینها بهشت بوده است. ارزش بهشت به این است که آدم برود چنین آدم‌هایی را ببیند. حضرت در مقابل حرف غلام لبخندی زد و فرمود: برو اما به جای این کار تو آزادت کردم و عطای بزرگی به او داد تا برود برای خودش زندگی کند. این اگر زمینه مساعد باشد، بدترین کافر را بهترین مؤمن می‌کند. اخلاق، بدترین کفار را برترین مؤمنان می‌کند. آن‌وقت در موقع تشیع جنازه امام مجتبی (ع) مروان حکم شرکت کرده بود، امام حسین (ع) بسیار تعجب کرد و گفت: تو و تشییع امام مجتبی (ع)، تو بدترین دشمن برادرم بودی و آن‌وقت آمدی و زیر جنازه را گرفتی. مروان گفت: بله چون خیلی بزرگ بود، از بس بزرگ بود. من در زیر جنازه کسی راه می‌روم که حلم او به عظمت کوه‌های عالم بود. به اندازه همه کوه‌های عالم این مرد بزرگ بود در اخلاق. کمی از این‌ها یاد بگیریم. آخر بنشینیم در مجلس و همه‌اش گریه کنیم و ... که نیست، اصل این‌هاست که سیره و روش آن‌ها را داشته باشیم.

درباره حضرت ثامن‌الحجج علی بن موسی‌الرضا (ع) آن هم نکته مهمی است. ائمه ما اگر فرصتی می‌یافتند برای نشر معارف دین، تمام همّ و غمّ خود را می‌گذاشتند. شاید امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و امام زین‌العابدین (ع) این فرصت را پیدا نکردند اما امام محمدباقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) این فرصت را پیدا کردند و به همین دلیل است که اکثر روایات و احادیث ما از آن امام باقر و امام صادق (ع) است. وقتی جریان ولایت عهدی امام رضا (ع) پیش آمد. چون مرکز حکومت بود و معمولاً دور و بر حکومت‌ها، علما و دانشمندان جمع می‌شدند. مخصوصاً مأمون حدآقل این علاقه‌مندی به نشر علم را نشان می‌داد، از طرف دیگر می‌خواست کاری کند که حضرت رضا (ع) را تحقیر کند. عالمی بود به نام سلیمان بن حفص مروزی، علامه‌ای بود. مأمون به او گفت می‌خواهم تو را بیاورم و از طرف دیگر پسر عموی ما از حجاز آمده، می‌خواهم جلسه‌ای علمی تشکیل بدهم. می‌خواست چون سلیمان چون علم و دانشش بالا بود، امام رضا (ع) را کوچک کند. جلسه‌ای تشکیل داد و هر دو را دعوت کرد و آمدند و آنجا جلسه بحث و گفت‌وگو تشکیل شد. اول بحثی در مسئله بداء بین سلیمان بن حفص مروزی و عمران صابی پیش آمد. سلیمان مخالف بداء و عمران صابی موافق بداء. بعد مأمون رو کرد به سلیمان که می‌خواهم سوالی از پسر عموی ما داشته باشی. سلیمان اول قبول نمی‌کرد یا از امام رضا (ع) می‌ترسید یا این‌که فکر می‌کرد که من باعث تحقیر حضرت رضا نشوم، فرزند رسول خداست و وارد توطئه‌ای که مأمون درست کرده نشود. بعد آمد و سوالاتی مطرح کرد و بحث‌های فلسفی و کلامی آغاز شد. بعد کمی دیگر دهان سلیمان باز مانده بود که چه بگوید. این‌که از این موقعیت استفاده کردن و نشر معارف اسلامی. امروز یکی از مهم‌ترین وظایف حوزه‌های علمیه، نشر معارف اسلامی است. از کل دنیا شبهاتی که علیه قرآن و پیامبر و علیه مسائل اصلی اعتقادات تمام متدینان عالم ایجاد می‌کنند را باید پاسخ داد. در فضاهای مجازی وقتی این شبهات می‌آید، بچه‌های ما که بلد نیستند اعتقاداتشان از بین می‌رود. چون نوجوانان و جوانان ما مسلط نیستند، پذیرشش آسان می‌شود. امروز این حوزه‌های علمیه هستند که باید وارد این عرصه‌ها بشوند. مانند امام رضا (ع) که وارد عرصه شد و در مناظرات فراوان حقایق اسلامی و معارف اسلامی را روشن و منتشر کردند. امروز شاید شبهات از آن روزها هم بیشتر شده است. مسلمانان هم باید از علما و حوزه‌های علمیه بخواهند وارد این عرصه‌ها شوند و حقایق و معارف دین، از توحید تا کوچک‌ترین مسائل دین را پاسخ‌گو و روشن‌گر باشند. همان کاری که استاد علامه شهید مطهری (رض) انجام دادند. امروز هم باید چنین حرکت‌هایی هرچه بیش‌تر در چنین شرایط به وجود بیاید. شاید خود امام رضا (ع) به دنبال این بود که این جلسات مناظره تشکیل شود. هر که می‌خواهد بیاید و هرچه می‌خواهد بگوید. ما که از کسی ترسی نداریم. ما نباید بگوییم در سوال و شبهه بسته شود. ما این را نمی‌گوییم. ما نمی‌گوییم در شبهات علیه دین و اسلام و حتی قرآن بسته شود، هر که هر چه دلش می‌خواهد بگوید، مگر امام رضا جلویشان را گرفت؟ ولی رفت به میدانشان. برای مناظره و مبارزه رفت و پیروزمندانه بیرون آمد. شهید مطهری این‌گونه بود. به هر میدانی وارد شد در هر موضوعی و با هر کسی پیروز بیرون آمد. دکتر آریان‌پور در دانشگاه حرف‌هایی می‌زد، برای تبلیغ مارکسیسم، شهید مطهری گفت اشکال ندارد بروید اصلاً مؤمن به مارکسیست بیاورید نه فقط کسی که بلد باشد، بلکه عقیده‌مند به مارکسیست. ما هم می‌آییم و بحث‌ها را مطرح می‌کنیم، بچه‌های دانشجو را هم خداوند عقل داده و تشخیص می‌دهند. اما حاضر نشدند با استاد مطهری بحث کنند. ما ترسی نداریم. پیروان اسلام و مخصوصاً پیروان مکتب اهل بیت، ترسی از چیزها نداریم. کاری که امام رضا کرد، امروز باید به عنوان یک سنت و روش امامت اهل البیت، انشاء‌الله در جامعه رشد پیدا کند. بیایند حرف‌ها را بزنند و پاسخ‌گویانی هم مثل شهید مطهری (رض) به میدان بیایند و آنجا معلوم می‌شود کدام حق است و کدام باطل. خود امام رضا (ع) فرمودند:

إنّ العبدَ إذا اختارَهُ اللّه ُ عزّ و جلّ لاُمورِ عبادِهِ شَرحَ صَدرَهُ لذلكَ ، و أودَعَ قلبَهُ يَنابِيعَ الحِكمةِ، و ألْهَمهُ العِلمَ إلهاما ، فلَم يَعْيَ بعدَهُ بجوابٍ و لا يَحيرُ فيهِ عنِ الصّوابِ:

هرگاه خداوند عزّ و جلّ بنده اى را براى [اداره] امور بندگانش برگزيند براى اين امر به او شرح صدر عطا مى‌كند، چشمه‌هاى حكمت را در دلش جارى مى‌سازد و به او علم و دانش الهام مى‌فرمايد كه از آن پس، از پاسخ هيچ چيز درنمى‌ماند و در يافتن راه درست سرگردان نمى‌شود.

خدا وقتی بنده‌ای را برای امور مردم انتخاب می‌کند، ابتدا خدا به او شرح صدر می‌دهد که هر چیزی را شنید ناراحت نشود، فوری تکفیر نکند. هرچند حرف ضد خدا. کسی را که خداوند انتخاب می‌کند برای امامت مردم، در قلبش چشمه‌های حکمت را می‌جوشاند. دانش را به او الهام می‌کند و دیگر در جواب هیچ چیز در نمی‌ماند و ناتوان و عاجز نمی‌شود. هرچه مطرح شود می‌تواند جواب بدهد. در رسیدن به حق هم حیران نمی‌شود. این هم روایت خود حضرت امام رضا (ع) است. کسی که امام جامعه می‌شود باید چنین خصوصیاتی داشته باشد. هر که می‌خواهد بیاید و وارد میدان مناظره و سخن بشود و هرچه هم دلش بخواهد بگوید اما خداوند این امام را حفظ می‌کند و چشمه‌های حکمت را از قلبش به زبانش جاری می‌کند. این نکته را هم باید از امام رضا (ع) یاد بگیریم. جوان‌های ما، حوزه‌های علمیه ما و دانشگاه‌های ما باید این را یاد بگیرند تا بتوانیم مقدمات ظهور حضرت ولی‌عصر را هرچه بیش‌تر در این میدان هم فراهم کنیم.

خداوندا ما را از پیروان راستین پیامبر (ع) و از پیروان اهل‌بیت رسول خدا تا آخرین روز زندگی‌مان قرار بده و با همین رابطه‌ی پیروی از بزرگواران دین ما را فردای قیامت محشورمان کن و نوری را که در قرآن وعده دادی،

يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ(حدید/12):

روزی که مردان و زنان مؤمن شعشعه نور ایمانشان پیش رو و سمت راست آنها بشتابد (و آنان را مژده دهند که) امروز شما را به بهشتی که نهرها زیر درختانش جاری است بشارت باد که در آن بهشت جاودان خواهید بود. این همان سعادت و فیروزی بزرگ است.

مؤمنان واقعی وقتی در روز قیامت وارد صحنه محشر می‌شوند، نوری از پیشاپیششان و از سمت راستشان در حرکت است که آنها را هدایت می‌کند. موتور این نور را باید در این دنیا راه انداخت. در این دنیا باید رابطه‌ای داشته باشیم که آن نور در پیشاپیش ما و سمت راست ما باشد. آن وقت یک عده‌ای هم می‌گویند ما در دنیا با شما بودیم، بایستید ما هم از نور شما کمی راهنمایی بگیریم. قرآن نقل می‌کند؛

يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ(حدید/13):

و باز آن روز مردان و زنان منافق به اهل ایمان گویند: مشتابید و به ما فرصتی دهید تا ما هم از نور شما روشنایی برگیریم. در پاسخ به آنها گویند: واپس گردید (یعنی اگر می‌توانید به دنیا بازگردید) و از آنجا نور طلبید. در این گفتگو باشند که بین آن دوزخیان با اهل بهشت حصاری حایل گردد و بر آن حصار دری باشد که باطن و درون آن در، بهشت رحمت است و از جانب ظاهر آن عذاب جهنم خواهد بود.

تاریک و حیران‌اند نمی‌دانند چه باید بکنند. جواب مؤمنان به منافقان این است که اگر این نور را می‌خواستید باید از دنیا با خودتان می‌آوردید. اینجا دیگر نمی‌شود ما هم دیگر نمی‌توانیم به شما نور بدهیم.

تشکری هم می‌خواستم از زوّار اربعین بکنم. اینهایی که در اربعین از هر جای جهان به کربلا رفتند که البته بیش‌تر زائران از ایران بودند. باید تشکر کنیم از همه زوّار اربعینی که امروز علم امام حسین (ع) را در دنیا برافراشته کرده‌اند. همه دنیا این علم برافراشته حسینی را دید. حدود 1400 سال است و هنوز برافراشته است. این زیارت اربعین  علاوه بر این که برای زائران بهره‌های معنوی دارد، این اثر جهانی را هم دارد. از همه، از دولت از مسئولین، نیروی انتظامی و همه کسانی که زحمت کشیدند و کار کردند از همه قدرشناسی و تشکر می‌کنیم از مسئولان عراق، از حشد الشعبی و نیروی انتظامی عراق و از مرجعیت عظما حضرت آیت‌الله سیستانی مدّظله‌العالی تشکر می‌کنیم که این پرچم را در این زمان و در این دنیای وانفسا برافراشتند. پرچمی که در روز عاشورا امویان بر زمین افکندند بر زمین نیفتاد. از همه قدردانی می‌کنیم. انشاء‌الله خداوند به همه پاداش و ثواب اخروی بزرگ عنایت بفرماید.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.